پرش به محتوا

ناصر تقوایی

از ویکی‌گفتاورد

ناصر تقوایی (۲۲ تیرِ ۱۳۲۰ – ۲۲ مهر ۱۴۰۴) کارگردان ایرانی است. زادهٔ آبادان در خوزستان، دانش‌آموختهٔ رشتهٔ ادبیات فارسی از دانشگاه تهران؛ از سال ۱۹۶۵م/ ۱۳۴۴ش فعالیتش در سینما با همکاری در گروه فنی آغاز شد و از سال ۱۹۶۷م/ ۱۳۴۶ش در تلویزیون ملی ایران با ساخت فیلم کوتاه و مستند، فیلمسازی را حرفهٔ خود کرد. فیلم‌های بلند و کوتاه بسیاری را کارگردانی نموده‌است و برای آن‌ها جوایز گوناگونی کسب کرد؛ به فیلمنامه‌نویسی، داستان‌نویسی، پژوهش در تاریخ سینما و عکاسی نیز پرداخته‌است.[۱]

ایران را دوست دارم، برای این‌که وطن منست، خوزستان را دوست دارم، برای این که ولایت منست، و عاشق آبادان هستم، برای اینکه زادگاه منست.

گفتاوردها

[ویرایش]
  • کجای دنیا واژگان، مجرم‌اند؟[۲]
  • امید نشخوار آدمیزاد است.[۳]
  • سانسور همیشه اخلاق را دستاویز قرار می‌دهد.[۴]
  • من نوشته‌های زیادی دارم اما کجا باید چاپش کنم؟ با سانسور واژه‌ها در جهت نابودی زبان فارسی گام بر می‌داریم.[۴]
  • ادبیات، گریزگاه من نیست.حرفهٔ اصلی من است و اگر بیش از سینما نگران ادبیات هستم به این خاطر است و البته بدین سبب که وضع ادبیات نگران‌کننده‌تر است.[۲]
  • فکر نکنید این جایگاه به‌خاطر فیلم‌ها و کارهایی که ساخته‌ام به‌دست آمده است، اتفاقاً من با کارهایی که نساختم تقوایی شدم.[۵]
  • من به کار پناه می‌برم و فقط سعی کرده‌ام سرم را از این باتلاق بیرون نگاه دارم تا بتوانم نفس بکشم.[۲]
  • هیچ کس جلوی مرا نگرفته ونگفته فیلم نساز. اما جوّ فرهنگی امروز نمی گذارد کار خود را انجام دهم . به این علت است که در این سال ها فیلم نساخته ام. اما درس داده ام و فیلم ساختن هم وسیله امرار معاش من نبوده است. من در این سال ها نوشته ام؛ بسیارهم . اما انگار واژه ها در نگاه ممیزان، مجرم اند. مگر واژه ها را می توان از زبان دور ریخت؟ سانسور مضمونی به سانسور واژگانی تبدیل شده است.[۶]
  • تاکنون سانسور،‌ سانسور مضمونی بوده است اما امروز دیگر صحبت از مضمون نیست و این روزها کار به جایی رسیده است که واژگان را سانسور می‌کنند و می‌گویند فلان واژه را استفاده نکنید. واژه 'می' را از دامنه واژگان حذف کردند. مگر می شود این واژه حذف شود؟ با اشعار حافظ چه می کنید؟ کجای دنیا واژه ها مجرم هستند؟[۴]
  • ایران را دوست دارم، برای این‌که وطن منست، خوزستان را دوست دارم، برای این که ولایت منست، و عاشق آبادان هستم، برای اینکه زادگاه منست.[۷]
  • به بهانه اخلاق، هر دخل و تصرفی در آب و رنگ زبان خودمان انجام می‌دهیم. تا وقتی سانسور این طور باشد‌، نمی توانم کار کنم.[۴]
  • زندگی من هیچ صحنه جالبی ندارد، تنها شانس من شاید این بوده که نیم قرن تمام کنار یک ملت کهنسال زندگی کرده‌ام.[۸]
  • وقتی نمی‌توانم حقیقت را بگویم، نمی‌سازم.[۹]
  • در تابستان سال ۱۳۲۰ خورشیدی، در گرمای جنگ جهانگیر دوم، در قلب جنگلی از نخل‌های ستبر سبز، در یک روستای عرب‌نشین زاده شدم. در کودکی یک سیاح حرفه‌ای بودم و همراه پدر به دوردست‌ترین بندرهای دریای جنوب سفر کردم و هرکلاس ابتدایی را در شهری و ده‌کوره‌ای خواندم و هفت سال بعد که به زادگاه خودم برگشتم در عالم خیال یک سندباد نوجوان بودم. در مدرسه به ادبیات علاقه داشتم، اما ریاضی خواندم. در جوانی داستان کوتاه می‌نوشتم و فریفته شیوه‌های نو بودم، اما باز نمی‌دانم چه شد که از سینما سر درآوردم. در این مسیر به آدم‌های دانا برخوردم و صحنه‌های جالب، ولی زندگی خودم هیچ صحنه جالبی ندارد.[۷]
  • تنها شانس من در زندگی شاید این بوده که با یک تولد ناخواسته شصت سال تمام مثل یک آدم زیادی در کنار یک ملت کهنسال زندگی کرده‌ام.[۷]
  • مسائلی که در چاپ آثار وجود دارد بیشتر از سینماست؛ سانسور شکل بحرانی وحشتناک در ایران پیدا کرده است، سانسور از مضمون خارج شده است و به شکل واژگانی درآمده است.[۵]
  • اگر روند سانسور بخواهد ادامه دار باشد،‌ ادبیات به سرنوشتی بدتر از سینما دچار می‌شود. آن هم سینمایی که به نوعی دارد به دوران فیلم فارسی‌ ولی در پوشش اخلاقی باز می گردد.[۴]
  • سال‌های فیلم نساختن من به اندازه سال‌های فیلم‌سازی بسیاری از مدعیان فیلم‌سازی است.[۱۰]

دربارهٔ او

[ویرایش]
  • ناصر تقوایی؛ هنرمندى که دشوارى آزاده زیستن را برگزید به رهایى رسید. پروازش را به‌خاطر بسپاریم. او عاشق گیاهان بود، به یادش درخت بکاریم. او عاشق نور بود، شمع خویش را بیافروزیم. او عاشق جامه‌ سپید بود، به یادش سپید بپوشیم. او عاشق ادبیات بود، به یادش بخوانیم. او عاشق سینما بود، به یادش تماشا کنیم. یاد او را با نواختن و شنیدن موسیقی، و تماشای هنرها گرامی بداریم نه غیر از این. مرضیه وفامهر، همسرش.
  • معتقدم ناصر تقوایی، شناسنامه سینمای ایران است. قدرت درک بالای تقوایی از هنر سینما، او را در جایگاه منحصربه‌فردی نشانده‌است. البته بیش از هر چیزی، فیلم‌های این فیلم‌ساز گواهی ادعای من هستند. او و هم‌نسلی‌هایش همچون بهرام بیضایی و زنده‌یاد عباس کیارستمی، با آثار خود پیکره سینمای ایران را قوی کرده و به ستون‌های اصلی سینمای ایران تبدیل شده‌اند. تقوایی از همان ابتدای حضورش در سینما، با ساخت فیلم‌هایی مانند «آرامش در حضور دیگران» و سریال عمیق و به‌ظاهر عامه‌پسند «دایی‌جان ناپلئون» جاپای خود را در سینما محکم کرد.
  • فیلم‌سازی از جنس تقوایی به زمان مکفی نیاز دارد. چون وسواس و دقت بی‌نظیر ایشان در ارائه کار مناسب، کیفیت فیلم را تضمین می‌کند.
  • اصولاً دلبستگی ایشان به ادبیات را می‌ستایم که البته به پیشینه آقای تقوایی به داستان‌نویسی برمی‌گردد. همین‌طور وسواس خاص ایشان در قاب‌بندی‌ها، شیوه بازی‌گرفتن از بازیگران و همین‌طور نگاه تیزبین ایشان به پیرامون خود که همگی ویژگی‌های خاصی دارد.
  • به نظر من ناصر تقوایی بهترین کارگردان است. آنچه را که می‌خواهد تصویر می‌کند و آنچه را که می‌بیند و حرف هیچ‌کس را هم گوش نمی‌کند.
    • فخری خوروش، ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۴/ ۳ مرداد ۱۳۹۳، مصاحبه با رادیو «جوانان»، شمارهٔ ۱۴۱۵[۱۲]

نوشتارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. امید، جمال. فرهنگ سینمای ایران. تهران: نگاه، ۱۳۷۷ش-۱۹۹۸م. ۱۲۱. شابک ‎۹۶۴۶۱۷۴۸۹۲. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ «فیلم می‏‌ساخت اما نه به هر قیمت/به یاد ناصر تقوایی که واژه‏‌ها را بیش از تصویر دوست می‏‌داشت». هم‌میهن. ۲۳ مهر ۱۴۰۴. 
  3. «تولد آقای کارگردان: به فیلم تازه‌ای از تقوایی امیدوار باشیم؟». رادیو زمانه. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ «ناصر تقوایی: کجای دنیا واژه‌ها مجرم‌ هستند؟». بی‌بی‌سی فارسی. ۳۰ خرداد ۱۳۹۳. 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ «ناصر تقوایی درگذشت؛ «هنرمندی که دشواری آزاده زیستن را برگزید»». رادیو زمانه. ۲۳ آبان ۱۴۰۴. 
  6. «حاشیه نگاری بر «شبی با ناصر تقوایی» وقتی واژه ها مجرم می شوند...». عصر ایران، ۳۱ خرداد ۱۳۹۳. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ «حاشیه نگاری بر «شبی با ناصر تقوایی» وقتی واژه ها مجرم می شوند...». عصر ایران، ۳۱ خرداد ۱۳۹۳. 
  8. «در بخشی از مستند «تقوایی به روایت خودش» اثر عارف محمدی، زنده‌یاد ناصر تقوایی با صداقت کامل از زندگی‌اش گفته است.». فرادید. ۲۲ مهر ۱۴۰۴. 
  9. کامبیز حسینی. «ناخدایی که دریا بود؛ در ستایش ناصر تقوایی بودن». ایران اینترنشنال. ۲۳ آبان ۱۴۰۴. 
  10. «خاموشی ناصر تقوایی قصه گوی صاحب سبک». عصر ایران. ۲۲ مهر ۱۴۰۴. 
  11. http://www.sharghdaily.ir/News/108152/فیلم‌سازی-تقوایی،-به-سینمای-ایران-انرژی-می‌دهد
  12. «مصاحبه اختصاصی با فخری خوروش ستاره ماندنی تئاتر و سینما و تلویزیون در رادیو جوانان». جوانان، ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۴. 

پیوند به بیرون

[ویرایش]
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ