عزلت

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عزلت/گوشه‌نشینی به حالت جدانشینی، انزوا و نبود ارتباط با مردم گفته می‌شود. در اسلام، ممکن است از آداب تصوف شمرده شود.

Frederick Leighton - Solitude.jpg

درباره[ویرایش]

گوشه‌گیری
گوشه بگیرم ز عشق عارض خوبان      گوشهٔ چشم نگار اگر بگذارد
از همهٔ عالم کناره سازم، گردون      یار مرا در کنار اگر بگذارد
بر لب خود آب آتشین نرسانم      باد و هوای بهار اگر بگذارد
محمدهاشم میرزا افسر[۱]
  • «و از فحوای حدیث لا رهبانیة فی الإسلام چنین مفهوم می‌شود که فوائد صحبت از منافع عزلت بیشتر باشد و آدمی را خود طرح خلوت انداختن و به مصاحبت جنس نپرداختن چگونه میسر شود که قهرمان قدرت قاهرهٔ الهی جماعت آدمیان را عرضهٔ احتیاج ساخته و هریک از ایشان را محتاج دیگری گردانیده به واسطهٔ آنکه ایشان مدنی الطبع واقع شده‌اند یعنی طالب اجتماعی ادن که مسمی به تمدن است و مراد از تمدن یاری دادن و معاوت نمودن بی نوع باشد مر یکدیگر را چه بقای شخصی و نوعی این طائفه جز به معاوت صورت نمی‌بندد.»
  • «آسودگی به گوشهٔ عزلت نشستن است/از بسکه خلق و دسته دسته‌اند.»

نوشتارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. پارسا تویسرکانی، عبدالرحمان. دیوان شیخ الرئیس افسر. نشر پارت، سلسله نشریات «ما»، چاپ دوم ۱۳۶۲. 
  2. انوار سهیلی. مطبع نظامی، کانپور، ۱۸۸۰م. ۲۱. 
  3. برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. چهارم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۳۳۶۵. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.