سلام

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سلامکلمه‌ای برای عمل ارتباطی است که در آن انسان (و همچنین حیوانات) برای شناساندنِ حضور خود به یکدیگر، برای جلبِ توجّه، برای نشان دادن صلح جویی و شروع گفتگوهای رسمی یا صمیمی می‌گویند.

چون به شما سلام کردند، شما به بهتر از آن سلام بگویید، یا همان را برگردانید که خدا همواره به هر چیزی حسابرس است. قرآن نساء: ۸۶

گفتاوردها[ویرایش]

  • «سلام گفتن مستحب و پاسخش واجب است ... هر که پیش از سلام آغاز به کلام کرد، پاسخش ندهید ... سلامِ کامل برای همشهری دست دادن وبرای مسافر روبوسی است ... با یکدیگر دست دهید که کینه را نابود می‌سازد.»
  • چون تو را سلامی گویند سلامی گوی از آن به، و چون به تو احسانی کنند، افزونتر از آن پاداش ده، و فضیلت او راست که نخست به کار برخاست.
  • کوچک به بزرگ سلام کند و یک نفر به دو نفر و عده کمتر به عده بیشتر و سواره به پیاده و رهگذر به ایستاده و ایستاده به نشسته.
  • نخست سلام، سپس کلام.
    • جعفر صادق و یک ضرب المثل نیز می‌باشد، جامع الأخبار ۲۳۱/۵۹۶
  • سلام کننده، از تکبر به دور است.
  • پنج چیز است که تا زنده‌ام رهایشان نمی‌کنم... و سلام کردن به کودکان تا بعد از من سنّت شود.
  • سلام را رواج ده تا خیر و برکت خانه ات زیاد شود.
  • یکی از موجبات مغفرت، سلام کردن و سخن نیکو گفتن است.
  • مؤمن ابتدا به سلام می‌کند و منافق منتظر سلام دیگران است.
  • زبان خود را به نرمگویی و سلام کردن عادت ده، تا دوستانت زیاد و دشمنانت کم شوند.
  • «چقدر باشکوه است، سلامِ خورشید که به کوه‌ها می‌دهد!»[۱]

هیچ دوستی مانند دوستِ دیرینه نیست که با او صبح‌های روزهایمان را گذرانده‌ایم، و هیچ تحیّتی مانند خوش آمد گویی و هیج ادای احترامی مانند ستایش کردن نیست.»

ضرب المثل[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
سلام
دارد.