سیفالدین باخرزی
ظاهر
سیفالدین، سعید بن مطهّر باخرزی (۱۰ اکتبر ۱۱۸۸، باخرز - ۲۳ اکتبر ۱۲۶۱، بخارا) فقیه، محدث، صوفی و شاعر ایرانی در سدهٔ هفتم هجری بود.[۱]
گفتاوردها
[ویرایش]| کردم به طواف خانهٔ پار آهنگ | سنگی دیدم نهاده آنجا بر سنگ | |
| چون بود تهی ز یار تا کرده درنگ | واگر دیدم سنگزنان بر دل تنگ[۱] |
| هرچند گهی ز عشق بیگانه شوم | با عافیت آشنا و همخانه شوم | |
| ناگاه پریرُخی به من برگذرد | برگردم آز حدیث و دیوانه شوم[۱] |
| از دیده سنگ خون چکاند غم تو | بیگانه و آشنا نداند غم تو | |
| دم درکشم و همه غمت نوش کنم | تا از پس من به کس نماند غم تو[۱] |
| ای مردان های و ای جوانمردان هوی | مردی کنی و نگاهداری سر کوی | |
| گر تیر آید چنانکه بشکافد موی | زنهار که از دوست نگردانی روی[۱] |
منابع
[ویرایش]- 1 2 3 4 5 هدایت، رضاقلیخان. «۲۴۶. سیفالدین باخرزی». در مجمع الفصحاء. ج. یکم. بخش دوم. به کوشش مظاهر مصفا. تهران: انتشارات امیرکبیر، سال ۲۰۰۲م. ص ۹۰۱.