آب

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
«هزاران نفر بدون عشق زندگی کرده‌اند، اما کسی نتوانسته است بدون آب زندگی کند.» ویستن هیو آودن
Fresh water fountain.jpg

آب یکی از مواد مایع و فراوان‌ترین مادهٔ مرکب بر روی سطح کره زمین و بستر اولیه زندگی انسانی و زمینی است.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «آب خدمتگزاری خیلی خوب است، امّا اربابی بی رحم هم هست.»
    • ویلیام بولین، در Bulwarke of Defence against All Sicknesses (1562).
  • «هزاران نفر بدون عشق زندگی کرده‌اند، اما کسی نتوانسته است بدون آب زندگی کند.»
  • آب را گل نکنیم

در فرودست انگار کفتری می‌خورد آب

یا که در بیشه‌ای دور سیره‌ای پر می‌شوید

یا در آبادی کوزه‌ای پر می‌گردد

آب را گل نکنیم

شاید این آب روان می‌رود پای سپیداری تا فروشوید اندوه دلی

دست درویشی شاید نان خشکیده فرو برده در آب

زن زیبایی آمده لب رود

آب را گل نکنیم

روی زیبا دوبرابر شده است

چه گوارا این آب

چه زلال این رود

مردم بالا دست چه صفایی دارند

چشمه‌هاشان جوشان گاوهاشان شیرافشان باد

من ندیدم دهشان

بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست

ماهتاب آنجا می‌کند روشن پهنای کلام

بی گمان در ده بالا دست چینه‌ها کوتاه است

مردمش می دانند که شقایق چه گلی است

بی گمان آنجا آبی آبی است

غنچه‌ای می‌شکفد اهل ده باخبرند

چه دهی باید باشد

کوچه باغش پر موسیقی باد

مردمان سر رود آب را می‌فهمند

گل نکردنش ما نیز

آب را گل نکنیم

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
آب
دارد.