کرمان

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Shah Nematollah Vali Shrine 07.jpg

کرمان کلانشهری در جنوب شرق و مرکز استان کرمان است. این شهر به لجاظ وجود آثار تاریخی جز پنج شهر تاریخی طراز اول ایران است.
در سنگ نبشته های داریوش، کرمان نام جاییست که از آن چوب یاک برای کاخهای هخامنشی حمل می کرده اند.
نام های پیشین کرمان عبارتند از: بوتیا، کارمانیا، ژرمانیا، کریمان، گواشیر، بردشیر و...
در فرهنگ آنندراج آمده: «کریمان» پدر «نریمان» آن شهر را به نام خود نهاده. همچنین کرمان در اوستا و سنسکریت به چم «کوشا» و نریمان، به چم «مردانه» آمده است.

گفتاورد[ویرایش]

  • «هر کس تاریخ کرمان را به درستی بخواند مانند آن است که تاریخ همه جهان را خواند»
  • «کرمان شهر عشق است.»
    • ویکتور هوگو
  • «استان کرمان سینهٔ ستبر ایران و همواره حافظ کشور در خطرها بوده است... لشگری که در دوران دفاع مقدس از استان‌های کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان تشکیل شده بود، در سخت‌ترین نقاط جبهه حضور یافتند و شکست‌ناپذیری خود را بارها و بارها به دشمن به اثبات رساندند... بیشتر مردم استان کرمان قبل از اینکه امام خمینی (ره) به شهرت برسند، از مقلدین ایشان بودند.»

ضرب‌المثل[ویرایش]

  • زیره به کرمون می بره

کرمان در شعر شاعران[ویرایش]

چو بگذشت یک چند بر هفتواد      مر آن حصن را نام کرمان نهاد


صبر ایوب بباید که شبی دست دهد       که رود چشمم از اندیشه‌ی کرمان در خواب


هرچند کز روی کریمان خجلیم      غم نیست که پرورده این آب و گلیم
در روی زمین نیست چو کرمان جایی      کرمان دل عالم است و ما اهل دلیم


کرمان و زيره بصره و خرما بدخش و لعل      عُمّان و دُر حقیقت و گل جنت و گیا


از بهر صدر خواستمی اصفهان کنون      چون صدر غایبست چه کرمان چه اصفهان


گرت هواست که هرگز به عافیت نرسی      غریب پرور و خودکش چو اهل کرمان باش


اگر قماش شناسی برای فرش سرا      کدام قالی کرمان چو آب و جاروب است

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
کرمان
دارد.