منوچهر آذری

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

منوچهر آذری (۷ ژوئیه ۱۹۴۳، تهران) بازیگر و گویندهٔ رادیوی ایرانی است.

Manouchehr Azari, Interview with FNA - 27 June 2012 08.jpg

گفتاوردها[ویرایش]

  • «ما بیست سال تمام این برنامه [ صبح جمعه با شما] را با کمترین دستمزد پیش بردیم، فقط به عشق مردم.»
  • «زندگی واقعی و شخصیت‌ها را از دل جامعه پیدا می‌کنم. به رفتار آدم‌ها خیلی دقت می‌کنم و برای هر چهره و قیافه‌ای در ذهن خودم صداسازی می‌کنم. یا برعکس برای یک صدا، یک تیپ می‌سازم.»
  • «من منوچهر آذری اعتقاد دارم: اگر کسی در هیچ کار و حرفه‌ای موفق نشد، بداند که در هنر نیز موفق نخواهد بود. اصلاً اگر کسی می‌خواهد وارد این کار شود، باید خون او را آزمایش کنند»
    • دسامبر ۲۰۰۵/ آذر ۱۳۸۴[۱]
  • «دوست دارم تا زمانی که سلامت هستم، نوکر و خدمتگزار مردم باشم.»
  • «من آدم حساسی هستم و از دو رنگی و دروغ بدم می‌آید.»
  • «زندگی شیرین است. هر صبح که از خواب بیدار می‌شوم، شکر خدا می‌کنم. من دوست ندارم از دنیا بروم.»
  • «دوست داشتن مردم، همسر، فرزندانم و نوه‌هایم هدفی است که دنبال می‌کنم. البته به پول هم علاقه دارم.»
  • «من به کشورهای مختلفی سفر کرده‌ام اما هیچ جا مانند ایران چهار فصل و زیبا نیست.»
  • «مشکلات و سختی زیاد است و من الکی خوش نیستم. همیشه باید نیمه پر لیوان را دید.»
  • «باور کنید اگر ساده زندگی کنید راحت نفس می‌کشید.»
  • «اکنون از معجزاتی که در زمان پیامبران بود، اتفاق نمی‌افتد اما همین پیشرفت تکنولوژی و ارتباط داشتن از طریق یک تلفن همراه خودش معجزه است که در گذشته نبود.»
  • «آن روزی که هوا ابری و تاریک است خیلی دلم می‌گیرد و برایم طولانی است.»
    • ۱۳ آوریل ۲۰۱۵/ ۲۴ فروردین ۱۳۹۴[۲]
  • «دوست دارم با همسرم سفر بروم چون ۴۵ سال است با او زندگی کرده‌ام و با روحیاتم آشنایی دارد و حرفم را می‌فهمد.»
  • «انسان جایزالخطاست زمانی در زندگی به خاطر سختی‌ها، بی‌محبتی و بی‌معرفتی عصبانی می‌شوی.»
    • ۷ اوت ۲۰۱۵/ ۱۶ مرداد ۱۳۹۴[۳]
  • «من بچهٔ تهرانم، متولد سرچشمه، بخش ۹. اما پدرم تُرک ارومیه است.»
  • «زندگی خیلی قشنگ است ولی ما به خاطر مادیات، از این زیبایی‌ها و محبت‌هایی که خدا به ما داده است غافل می‌شویم. به نظر من بخشی از بهشت و جهنم همین‌جاست اگر بدی کنیم بدی می‌بینیم و اگر خوبی کنیم خوبی می‌بینیم. نباید زندگی را زیاد دست بالا گرفت. مملکت الان تبدیل به پارکینگ شده است به دلیل ماشین زیاد.»
  • «سبز سبز چراغا سبزه/ ولی ماشینا راه نمی‌رن/ راه‌ها بنده/ راننده‌ها جوشی می‌شن/ ماشینا راه نمی‌رن/ راه‌ها بنده.»
  • «متأسفانه زندگی‌های ما حالا اینترنت، کافینت، وایبر و وایمکس شده است. جوانان هیچ سرگرمی ندارند. همه چیز راحت به دست آدم نمی‌آید. برای به دست آوردن امکانات مالی سختی هست، دشواری هست باید درس بخوانی، فارغ‌التحصیل شوی.»
  • «برای کار هنری در این مملکت باید دو شغل داشته باشی؛ اول جایی مشغول شوی و بعد سراغ کار هنری بروی.»
  • «من الان آن ور آب بروم بیشتر طرفدار دارم تا اینجا. اما اینجا ماندم چون مردم را دوست دارم عاشق‌شان هستم. ما به این مملکت وفا داریم. دوست داریم بمانیم و کار کنیم.»
  • «معلوم نیست این آدم‌های بی‌مزه، که گوینده هستند چه کاره‌اند. رادیو را گرفته‌اند. نه صدایی نه حرفه‌ای، نه چیزی!»
  • «می‌گه سرم هر چی میاره، می‌گم عیبی ندارد، خدا خودش کریمه، یه روز شادی، یه روز غم، یه روز زیاده یه روز کم، کاره اوستا کریمه.»
    • ۵ سپتامبر ۲۰۱۶/ ۱۵ شهریور ۱۳۹۵[۴]

منابع[ویرایش]

  1. «گفت وگو با «منوچهر آذری»، گنجینه خنده». انجمن کلیمیان تهران. آذر ۸۴. 
  2. «منوچهر آذری: دوست ندارم از دنیا بروم». جام جم سیما. ۲۴ فروردین ۱۳۹۴. 
  3. «منوچهر آذری: دوستانم را با سوت صدا می‌زدم». جام جم سیما. ۱۶ مرداد ۱۳۹۴. 
  4. «درون منوچهر آذری را ببینید». ایسنا. ۱۵ شهریور ۱۳۹۵.