سفر

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مسافرت به جابه‌جایی انسان از محلی به محلی دیگر به هرمنظوری یا هرمدتی گفته می‌شود. این جابه‌جایی می‌تواند با وسیله یا بدون هیچ وسیلهٔ حمل و نقلی صورت گیرد.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «سفر، پاره‌ای از رنج و دشواری است». (به عربی: السفر قطعة من عذاب)
  • «زندگی یک سفر است نه یک مقصد.»
  • «مشکلات سفر بهترین و ورزیده‌ترین مفتّش سلیقه‌های مستتر و عادات فروپوشیده است و بدی‌ها و خوبی‌ها، سازگاری‌ها و ناسازواری‌های مردم را برملا می‌کند. پسر و دختر جوانی که به سفر دور و دراز چندماهه می‌روند در پایان سفر یهتر از هر عمه و خاله‌ای می‌دانند که آیا می‌توانند سفر زندگی را نیز با هم ادامه دهند یا نه؟»
  • معتقدم سفر واقعاً آدم را پخته می‌کند و جلوهٔ جدیدی از زندگی را به تو نشان می‌دهد. من عاشق سفر کردن هستم.
    • فرهاد آئیش، ۱۲ مارس ۲۰۱۶/ ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، مصاحبه با هفته‌نامهٔ «سلامت»[۳]

منابع[ویرایش]

  1. http://fa.euronews.com/2014/07/31/ellen-macarthur-making-waves-on-a-journey-to-a-regenerative-circular-economy
  2. سعیدی سیرجانی، علی‌اکبر. (1352). آشوب یادها (2). یغما، شماره 10 (پیاپی 304)، ص 603.
  3. محبوبه ریاستی. «و این راز خوشبختی ماست» (مصاحبه). SALAMAT.IR، ۲۲ اسفند ۱۳۹۴–۱۲ مارس ۲۰۱۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۳ مارس ۲۰۲۲.