بهاءالدین بغدادی
ظاهر
(تغییرمسیر از بهاء بغدادی)
محمّد بن مؤید خوارزمی بغدادی شهرتیافته به بهاءالدّین بغدادی (؟ - ۱۱۵۱م) نویسنده و شاعر ایرانی در نیمهٔ یکم سدهٔ ششم هجری؛ مقامدار دربار علاءالدین تکش بود. اثر برجستهٔ برجایماندهٔ او التوسل الی الترسل نام دارد.[۱]
گفتاوردها
[ویرایش]| تا کی ز روزگار به جانم رسد گزند | آخر به جور چرخ و جفای زمانه چند | |
| آخر چه کردهام من بیچارهٔ ضعیف | و آخر چه بردهام من مهجور درمند | |
| از بهر من سپند همی سوخت روزگار | و اکنون مرا بر آتش غم سوخت چون سپند[۱] |
| دریغ روز جوانی و عهد برنایی | گذشت در غم دوری و رنج تنهایی | |
| به رنج هجر خود گویدم شکیبا شو | نه دل بماند و نه جان چون کنم شکیبایی | |
| کنون که موسم برتایی و جوانی رفت | فرو شو ای نفس من چنانکه برنایی | |
| به ترک یاران گفتم ز خانه دور شدم | ز چشم شاه فتادم دگر چه فرمایی | |
| خدایگان قدر قدرت قضا فرمان | که پیش او نبود چرخ را توانایی | |
| سپهر خواه که تا پای قدر او بوسد | ولیک مینتواند ز پست بالایی | |
| اجل به عهد تو فارغ ز کینهپردازی | فلک به دور تو ساکن ز عمر فرسایی | |
| فضایلی که مرا هست در فنون هنر | اگر بگویم نوعی بود ز رعنایی | |
| مرا ز دانش من حاصلی به جز غم نیست | چون بخت یار نباشد چه سود دانایی | |
| روا مدار که در سوگ من کبود کند | لباس طفلی چند این سپهر مینایی[۱] |
| ای طالب دنیا تو یکی مزدوری | وی طالب خلد از حقیقت دوری | |
| ای شاد به هر دو عالم از بیخبری | شادی که غمش ندیدهای معذوری[۱] |
منابع
[ویرایش]- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ هدایت، رضاقلیخان. «۱۸۷. بهاءالدین بغدادی». در مجمع الفصحاء. ج. یکم. به کوشش مظاهر مصفا. تهران: انتشارات امیرکبیر، سال ۲۰۰۲م. ص ۶۱۲.