بدبختی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

بدبختی

بدون منبع[ویرایش]

  • «آلام و ناراحتی‌ها، فکر انسان را قوی می‌نماید.»
  • «آدم عاقل برای هر پیش آمد ناگواری مهیاست.»
  • «اغلب مردم نیمی از عمر را صرف بدبخت نمودن نیم دیگر می‌نمایند.»
  • «انسان خود را نمی‌شناسد، مگر هنگام فقر و بدبختی.»
  • «بدبختی‌ها را فراموش کنید تا خوشبخت شوید و اگر خوشبختی‌ها را از یاد ببرید آدم بیچاره و بدبختی خواهید بود.»
  • «بدبختی مربی، استعداد است.»
  • «هیچ بدبختی ای بزرگتر از ناراضی بودن نیست.»
  • «بزرگترین بدبختی آن است که طاقت کشیدن بار بدبختی را نداشته باشیم.»
  • «بیشتر بدبختی‌های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان درباره آن‌ها می‌کنند.»
  • «تو از بدبختی خود ناله می‌کنی، اگر ملاحظه کنی که دیگران چقدر رنج می‌کشند، آهسته‌تر ناله خواهی کرد.»
  • «در منتهای فلاکت و بدبختی به اندک چیزی می‌توان دل خوش و بی‌نیاز شد.»
  • «در دنیا، هیچ چیز به اندازه بدبختی کامل نیست.»
  • «فراموشی سرپوش تمام غصه‌هاست.
  • «هرکه بدبختی را نشناسد به دست آوردن و نگاهداشتن خوشبختی را هم یاد نخواهد گرفت.»
    • دیوید وایت
  • «بدبختی همیشه محصول غلط اندیشی ماست. ریشه حوادث و اتفاقات در خودمان نهفته است. حوادث محصول بذرهایی است که ما پاشیدیم.»
  • «هیچ بدبختی بزرگ‌تر از آن نیست که در ایام گرفتاری و بیچارگی، یاد اوقاتی کنیم که در شادکامی می‌زیستیم.»
    • دانته آلیگیری
  • «ما همه کودکانی هستیم که چون در خواب می‌رویم رویای سعادت می‌بینیم و چون بیدار می‌شویم به جز تیره‌روزی و بیچارگی تعبیری نمی‌یابیم.»