محمد حجازی
ظاهر
| در متن این گفتاورد از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیگفتاورد کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
محمد حجازی رماننویس، نمایشنامهنویس، مترجم و سیاستمدار ایرانی
بدون منبع
[ویرایش]- «امید سرابی است که اگر ناپدید شود، همه از تشنگی خواهیم سوخت.»
- «چرا انتظار داریم دیگران به نفع ما رفتار کنند؟ مگر ما همیشه به نفع خود عمل میکنیم؟!.»
- «جهان هر کس به اندازهٔ وسعت فکر اوست.»
- «با کسی ازدواج کنید که اگر مرد میبود بهترین دوست شما محسوب میگردید.»
- «اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است. .»
- «از هر ابلهی میتوان چیزی آموخت..»
- «پرورش بسته به استعداد شاگرد و استادی پرورنده دارد.»
- «انسان همیشه محتاج قوی تر از خود میباشد که اورا هدایت و رهبری کند..»
- «آن اندازه که ما خود را فریب میدهیم و گمراه میکنیم هیچ دشمنی نمیتواند»
- «آنکس که نمیتواند با خودش دوست و همصحبت باشد در این دنیا غریب است»
- «آزادی رفتار برای کسی است که تنها در بیابانی زندگی کند.»
- «وحشت تنهایی وقتی است که کسی را دوست نداشته باشیم.»
- «هر جا دو نفر باشند یکی حاکم است و دیگری محکوم»
- «خوش به حال نادرستی که در اولین نیرنگ به دام بیوفتد»
- «جمعیت شبیه به سیل است جرعههایی گوارا و جانبخش وقتی یه هم جمع شدند خرابیها و دیوانگیهائی میکنند.»
- «ویرانه، شعری است خراب، که وزن و قافیه آن را بیننده باید به ذوق خود بسازد.»
- «عاقل هر روز برای خود وسیله تفریحی میسازد.»
- «در میان سازندگان اجتماع، مسئولیت نویسنده از همه بیشتر است.»
- «لیاقت در کار بد، عین بیلیاقتی است.»
- «یا سخنی داشته باش دلپذیر یا دلی داشته باش سخنپذیر.»
- «در صورت، سیرت وزندگانی هرکس عکس اندیشه او نمایان است.»
- «دلبری آسان است اما دلداری کار هرکس نیست.»
دربارهٔ او
[ویرایش]- «این آقایان حالا شدهاند پرچمدار داستاننویسی کشور! این، تأسفآور نیست؟ داستان ایران، این است که اینها مینویسند؟ داستان ایران این است که اول این قرن، محمد حجازی نوشته است؟ دیدهاید کتاب «زیبا»ی حجازی را؟ این «زیبا»ی حجازی را اگر میخواهید بفهمید چیست، به خاطرات فردوست مراجعه کنید. جلد دوم خاطرات فردوست، یک، به اصطلاح، بساطی را مشخص میکند. من «زیبا»ی حجازی را سالها پیش خوانده بودم و همین برداشت را داشتم. بعد که این کتاب -خاطرات فرودست- را خواندم، دیدم بله! این، چند جبهه است، که جبههی فرهنگیاش، همین محمد حجازیها و اینها هستند. دیدم قشنگ همان خط را تعقیب میکنند. سیاستی در ایران هست و میخواهد حکومت کند. پشتش انگلیس است، فراماسونری است، کمپانیها هستند و جلوش رضاخان است! خوب؛ این یک علم و دستک و تنبک فرهنگی میخواهد. او کیست؟ او علی دشتی است؛ او محمد حجازی است.»
- سیدعلی خامنهای در دیدار اعضاى «دفتر ادبیات و هنر مقاومت» حوزهى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى (۱۳۷۱/۰۴/۲۲)[۱]
