احمد اقتداری

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

احمد اقتداری (زادهٔ ۳ خرداد ۱۳۰۴ در لار – درگذشتهٔ ۲۷ فروردین ۱۳۹۸ در تهران) که با نام احمدخان اقتداری نیز شناخته می‌شود، ایران‌شناس، سیاستمدار، آموزگار، وکیل دادگستری، نویسنده، تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان ایرانی، استاد دانشگاه تهران و رئیس دفتر مطالعات خلیج فارس در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی بود. او از خاندان خوانین گراش در دوران قاجار بود و منصب‌هایی چون ریاست ادارهٔ فرهنگ لارستان و شهرداری لار را در جوانی بر عهده داشت. همچنین سابقهٔ نامزدی برای نمایندگی مجلس شورای ملی از حوزهٔ لارستان، تدریس در دانشگاه تهران و ریاست دفتر مطالعات خلیج فارس در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از دیگر سِمَت‌هایی است که در زندگینامهٔ اقتداری به چشم می‌خورد.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «باید قدرت عمل داشت و مسامحه‌ای به خرج نداد.» (در پاسخ به گفتهٔ پیروز مجتهدزاده، مبنی بر لزوم عدم موضع‌گیری سیاسی دربارهٔ مسائل خلیج فارس)[۱]
  • از گردش روزگار آزرده منم      وز دور زمان دمی نیاسوده منم
    از کار گران و مزد کم باد به دست      با رنج مدام، گنج‌نابرده منم
    بس بود و نبود عمر را کرده گذار      هم نیک و بدش به هیچ نشمرده منم
    با هر کس ز روی مهر خدمت کردم      ماری به درون جَیب پرورده منم
    بس نیش به جای نوشم دادند      تریاق‌نخورده، زهرآمخته منم
    محزونم و مهجورم و مطرودم از آنک      دیری است که با عشق تو خو کرده منم
    این رنگ و خیال تو و این عشق و امید      وین راهِ دراز و راهِ نسپرده منم
    سودای غم عشق تو درباخته‌ام      می‌سازم و می‌نازم، کآزاده منم
    سودی اگرم بود غم عشق تو بود      کامروز بدان شهره و افسانه منم
    از فیض غمت چو جانِ جاوید شدم      از هر چه که هست و نیست دل‌شسته منم
    دیری است که سودای تواَم در سر نیست      دل‌خسته و دل‌مرده و افسرده منم
    روزی به دلم بود غم یار و دیار      وامروز فروهشته و دل‌کنده و بگسسته منم
    نه مهر و نه کین، نه عشق و نه بی‌مهری      غم‌خورده و آشفته و بشکسته و پژمرده منم
    بازار تو و عشق من آکنده دلی است      دل‌کنده از این جهان آکنده منم
    می‌دانم و می‌نازم و می‌گویم فاش      این بار گران ز دوش افکنده منم
    بگذار بگویم که من از خود رَستم      اما چه کنم که با تو پیوسته منم
    [۲]

    دربارهٔ او[ویرایش]

    • «معلم فارس‌شناسی این ناچیز، اقتداری بود. که خوب هم از عهدهٔ آن برآمده و برای همیشه سپاس‌گزار ایشان خواهم بود.»
    • «اقتداری برای همهٔ آنانی که فارس را می‌شناسند، نماد مردی است پراستقامت، سخت‌کوش، بیداردل، خردمند و کسی که می‌داند وارث چه گنجینهٔ بزرگی از فرهنگ ایرانی است و باید آن را پاس بدارد، حفظ کند، از تعدیات بیگانگان در امان نگاه دارد و پیام فارس، عظمت فارس، تمدن فارس را به نسل‌های آینده منتقل کند.»
    • «جناب استاد اقتداری دقیقاً به قلب مشکلات رفته‌اند. ایشان می‌توانستند مثل بسیاری، به طرف مسائل آسان بروند. اما رفته‌اند به منطقهٔ گرمسیرات و از خوزستان تا بندر چابهار و مناطق ساحلی و دیگر مناطق جنوب، همه را گشته‌اند و تحقیق کرده‌اند و برای ما دست‌مایه‌ای فراهم کرده‌اند که بسیار ذی‌قیمت است.»
    • «امروز هر پژوهشگری که بخواهد از دریای فارس و عمان و از جزایر و کرانه‌های آن سخن به میان آورد، از کتاب‌های و مقالات دکتر اقتداری بی‌نیاز نیست. نام او با خلیج فارس پیوندی ناگسستنی پیدا کرده‌است.»