احمد آرام
ظاهر
احمد آرام (۲۸ مارس ۱۹۰۲ – ۳ آوریل ۱۹۸۸)، مترجم و نویسندهٔ ایرانی بود.
گفتاوردها
[ویرایش]- «اروپا دنبال گردآوری علوم مختلف و رایج بود که ترجمه آغاز شد و آنچه علوم نزد ملل دیگر و به ویژه مسلمانان بود، به زبانهای اروپایی ترجمه گشت. به یقین میتوان ادعا کرد که اروپا بیش از آنکه ارسطو و آراء او را از خود کتاب ارسطو بشناسد، از ترجمه آثار فلسفی مسلمانان شناخت و دریافت کرد. بعد از گردآوری معلومات و علوم رایج دیگر ملتها، اروپا در خود توان ادامه راه را یافت و حرکتی را آغاز کرد که به موفقیتهای امروزی آن منتهی گشت. آنچه آنها از مسلمانان و دانشهای اسلامی اخذ کردند، سرمایه اولیه کار بود که حاصل امروزی آن بسیار متفاوت و شگفتانگیز است. آنچه آنان از بوعلی و دیگر دانشمندان و فلاسفه اسلامی گرفتند، جوهره و خمیرمایه اولیه بود که زمینه ساز موقعیت علمی کنونی آنها شد؛ موقعیتی که هیچ با آن زمان قابل مقایسه نیست و حتی ارتباط آن نیز مشکل مینمایاند. آراء فلسفی و اندیشههای علمی امروز که به کلی با آن جوهره اصلی متفاوت و جدید است، حاصل رنج و زحمت سالیان دراز و کوششهای متمادی آنهاست و امروزما باید این حاصل را بشناسیم و بفهمیم چگونه این راه پیموده شده و چگونه به اینجا رسیده است.»
- مصاحبه با نشریهٔ آیینهٔ پژوهش، ۱۳۷۰[۱]
- «تنها تکیه بر مفاخر گذشته و آراء علمی و فلسفی آنان مشکلی آزما نمیگشاید. اگر ما چشم خود را خوب باز کنیم، مییابیم که باید امروزه دوران رنسانسی داشته باشیم؛ چرا که باید آراء فلسفی و نظریات و تحقیقات علمی دنیا را فرابگیریم. در این زمینه دنیای علم و تحقیقات و تکنولوژی به جایی رسیده است که متاٌسفانه ما با آن فاصله زیادی داریم. باید این فاصله از میان برود و همگام با محافل علمی دنیا گام برداریم. فاصله ما با علوم امروزی واقعیتی است که نباید به گوش ما سنگینی کند. ما که سنگینی آن را بر دوش خود احساس میکنیم، نباید خود را در غفلت و جهالت سرگرم کنیم، بلکه باید هر چه زودتر به فکر علاج باشیم.»
- مصاحبه با نشریهٔ آیینهٔ پژوهش، ۱۳۷۰[۱]
- «ما در حرف به علمای گذشته خود مباهات کرده و افتخار میکنیم؛ اما در عمل، آثار آن بزرگان را به فراموشی و غفلت سپردهایم. به گونهای که زیادی از این آثار که به زبان عربی است، فاقد ترجمههای خوب و لازم به زبان فارسی است و آن گونه که باید از چاپ و نشر درستی برخوردار نیست که در دسترس محققین و دانش پژوهان ما باشد.»
- مصاحبه با نشریهٔ آیینهٔ پژوهش، ۱۳۷۰[۱]
- «یک مترجم خوب و قوی نباید هیچگاه در ترجمه به فکر ایجاد زیبایی باشد، بلکه باید به گونهای تربیت شده باشد که ناخودآگاه زیبا بنویسد. ایجاد زیبایی حالتی تصنعی است و هیچ به دل نمینشیند و چه بسا از این طریق محتوا دچار مشکلات زیاد میشود. تمام تلاش مترجم باید این باشد که بتواند محتوا را هر چه درستتر به فرهنگ خود انتقال دهد. البته باید این انتقال به گونه زیبا و جذاب باشد؛ اما نه یک زیبایی و جذابیت مصنوعی و ساختگی. اینجاست که مترجم قبل از مترجم بودن باید یک نویسنده توانا و ماهر باشد؛ نویسندهای که زیبا و عمیق مینویسد.»
- مصاحبه با نشریهٔ آیینهٔ پژوهش، ۱۳۷۰[۱]
- «این بسیار تأسفانگیز و دردآور است که بعضی به لحاظ اینکه نمیتوانند نویسنده باشند، به ترجمه روی میآورند! در حالی که مترجم باید از یک نویسنده، قویتر و دارای امتیازات بیشتری باشد. کسی که در زبان خودش نویسندهای خوب و توانا باشد، بعد از کسب مدارج لازم و تجربه و ممارست کافی میتواند یک مترجم خوب بشود.»
- مصاحبه با نشریهٔ آیینهٔ پژوهش، ۱۳۷۰[۱]