ویلیام فاکنر

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
بین غم و تهی بودن، غم را انتخاب می‌کنم. - ویلیام فاکنر

ویلیام فاکنر (۲۵ سپتامبر ۱۸۹۷ - ۶ ژوئیه ۱۹۶۲ میلادی) نویسنده آمریکایی.

دارای منبع[ویرایش]

  • «بین غم و تهی بودن، غم را انتخاب می‌کنم.»
    • نخل‌های وحشی/ ۱۹۳۹ میلادی
  • «چیز جدیدی اتفاق نمی‌افتد، فقط همان داستان‌های قدیمی هستند که انسان‌های تازه از راه‌رسیده آن را تجربه می‌کنند.»
    • به نقل از «هاندلزبلات» / ۲۱ آوریل ۲۰۰۶
  • «حاصل تجزیه شیمیائی آنچه را که به اصطلاح الهام شاعرانه می‌نامند، نود و نه درصد ویسکی و یک درصد عرق جبین است.»
    • به نقل از «استاندارد» / ۲۳ مارس ۲۰۰۶
  • «گذشته نمرده است، حتی نگذشته است.»
    • مرثیه برای یک راهبه/ ۱۹۵۱ - صحنه سوم
  • «مردم اغلب گمان می‌برند که عاقبت دیر زمانی بدبختی خسته می‌شود اما در اینصورت این خود زمان است که مایه بدبختی می‌شود .»
    • خشم و هیاهو/ ۱۹۲۹ میلادی
  • «هدف هنرمند این است که با ابزارهای فنّی خودش، حرکت را که همان زندگی است، متوقف کند و ساکن در جایی نگهدارد؛ تا صد سال بعد، وقتی شخص دیگری به آن نگاه می‌کند، دوباره به تب و تاب بیافتد؛ چون به هرحال زندگی است. از آنجا که بشر فانی است، تنها کاری که می‌تواند بکند این است که چیزی فناناپذیر است که دائم در حرکت است. وهنرمند به این طریق، یادداشتی روی آخرین دیواری که روزی باید از آن بگذرد، می‌نویسد.»
    • Writers at work: the Paris interviews,c1958
  • «هنرمند فرصت گوش کردن به ناقد را ندارد. نقدها را معمولاً کسانی می‌خوانند که می‌خواهند نویسنده بشوند، ولی آن‌هایی که می‌نویسند یعنی نویسنده‌اند، وقت خواندن نوشته‌های ناقدان را ندارند، ناقد برای هنرمند نمی‌نویسند. مقام هنرمند بالاتر از ناقد است، چون هنرمند با نوشته‌هایش بر ناقد تأثیر می‌گذارد و او را هدایت می‌کند، امّا آنچه ناقد می‌نویسند بر همه تأثیر می‌گذارد الا هنرمند.»
    • Writers at work: the Paris interviews,c1958

بدون منبع[ویرایش]

  • «آخرین چیزی که انسان گناهکار از دست می‌دهد، امید است.»
  • «این‌جا سرزمینی آزاد است. مردم حق دارند که برای من نامه بنویسند و من نیز حق دارم که آن‌ها را نخوانم.»
  • «به نظر من این شرم‌آور است که در دنیا این‌همه کار انجام می‌گیرد.»
  • «جمله اول را طوری بنویس که خواننده مجبور به خواندن جمله دوم هم بشود.»
  • «سرانجام دریافتم که در قلب زمستان، تابستانی جاودانه درونم را گرم می‌دارد.»
  • «مردی که کوه را از جای می‌کند، با برداشتن سنگ‌های کوچک آغاز می‌نماید.»
  • «همیشه کسانی که در هیچ کاری موفق نشده‌اند، می‌خواهند برای آدم راهکار نشان دهند.»
  • «زندگی به من آموخت که هیچ چیز از هیچ‌کس بعید نیست.»

آثار[ویرایش]

مواجب بخور و نمیر (۱۹۲۶) پشه‌ها (۱۹۲۷) سارتوریس (۱۹۲۹) خشم و هیاهو (۱۹۲۹) گوربه‌گور (۱۹۳۰) حریم (۱۹۳۱) روشنایی ماه اوت (۱۹۳۲) دو دکل (۱۹۳۵) ابشالوم، ابشالوم! (۱۹۳۶) شکست‌ناپذیر (۱۹۳۸) نخل‌های وحشی (۱۹۳۹) دهکده (۱۹۴۰) برخیز ای موسی (۱۹۴۲) مزاحم در خاک (۱۹۴۸) مرثیه برای راهب (۱۹۵۱) حکایت (۱۹۵۴) شهر (۱۹۵۷) عمارت (۱۹۵۷) چپاولگران (۱۹۶۲)

آثار ترجمه شده به فارسی[ویرایش]

گوربه‌گور. ترجمهٔ نجف دریابندری. نشر چشمه

ابشالوم، ابشالوم!. ترجمهٔ صالح حسینی. انتشارات نیلوفر

برخیز ای موسی. ترجمهٔ صالح حسینی . انتشارات نیلوفر

حریم. ترجمهٔ فرهاد غبرایی. انتشارات نیلوفر

خشم و هیاهو. ترجمهٔ صالح حسینی. انتشارات نیلوفر

داستان‌های یوکناپاتافا. ترجمهٔ عبدالله توکل، رضا سیدحسینی. انتشارات نیلوفر

یک گل سرخ برای امیلی. ترجمهٔ نجف دریابندری. انتشارات نیلوفر

نخل‌های وحشی. ترجمهٔ تورج یاراحمدی . انتشارات نیلوفر

تسخیر ناپذیر. ترجمهٔ پرویز داریوش . انتشارات امیرکبیر

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ