نورجهان

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کشاد غنچه اگر از نسیم گلزار است
کلبد قفل دل ما، تبسم یار است

نورجَهان (زادهٔ ۱۵۷۷ در قندهار – درگذشتهٔ ۱۶۴۵ میلادی) لقب زنی ایرانی به نام مهرالنساء است که همسر بانفوذ جهانگیر از پادشاهان گورکانی هند بود او در طول دوره حکومت شوهر خود از سال ۱۶۱۱ تا ۱۶۲۸ میلادی بر هند در کنار و همراه با جهانگیرشاه حکومت کرد و دارای قدرت فوق‌العاده ای بود و نفوذ سیاسی بی نظیری در دست داشت و در این زمان بخاطر این که شوهرش شدیداً به تریاک و شراب وابسته بود یک حزب را اندازی کرد و در آن تمام عزیزان و نزدیکان خود را به مقامات والایی رساند و به واسطه آن دولت را در قبظه خود گرفت و جهانگیر فقط نام امپراتور را دارا بود.

گفتاوردها[ویرایش]

شعر[ویرایش]

چو بردارم ز رخ برقع، زگل، فریاد برخیزد      زنم بر زلف اگر شانه، زسنبل، داد برخیزد
به این حسن و کمالاتی چو درگلشن گذر سازم      زجان بلبلان شور مبارکباد، برخیزد

رباعی[ویرایش]

  • عظیم مغلیه عهد مع دستاویزات، ص ۳۶۶، ۳۶۷.
دل بصورت ندهم ناشده سیرت معلوم      بندۂ عشقم و هفتاد ودو ملت معلوم
زاهدا هول قیامت منگن در حال ما      هول هجران گزرا ندم و قیامت معلوم

رباعی[ویرایش]

  • عظیم مغلیه عهد مع دستاویزات، ص ۳۶۷.
کشاد غنچه اگر از نسیم گلزار است      کلبد قفل دل ما، تبسم یار است
نی گل شناسدو نی رنگ و بو نه عارض و زلف      دل کسی که به حسن و ادا گرفتار است

اشعار متفرقه[ویرایش]

  • عظیم مغلیه عهد مع دستاویزات، ص ۳۶۷.
از پنجهٔ من چاک گریباں گله دارد      وزگریهٔ من گوشهٔ داماں گله دارد
سنبل بچمن نافه بچیں، مشک به تاتار      از نکهت آں زلف پریشاں گله دارد
گه بت شکنم، گاه به مسجد زنم آتش      از مذهب من گبرو مسلماں گله دارد
در بزم دهال تو به هنگام تماشا !      نظاره ز جنبیدن مژگاں گله دارد
  • عظیم مغلیه عهد مع دستاویزات، ص ۳۶۷.
بلبل از گل بگزرد گردر چمن بیند مرا      بت‌پرستی کی کندگر برهمن بیند مرا

شعر بر دنباله‌دار[ویرایش]

  • عظیم مغلیه عهد مع دستاویزات، ص ۳۶۷.
ستاره نیست بدیں طول سربر آورده      فلک بشاطری شاه پر برآورده

نوشتارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به‌بیرون[ویرایش]

  • عظیم مغلیه عهد مع دستاویزات، چاپ لاهور، ۲۰۰۹


Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
نورجهان
دارد.