مهرگان

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مهرگان یا جشن مهر یکی از مراسم و جشن‌های ایران است که با اعتدال پائیزی پیوند داشته و در روزهای آغازین فصل پاییز برگزار می‌شود.

دربارهٔ جشن مهرگان[ویرایش]

دقیقی توسی[ویرایش]

مهرگان آمد جشن ملک افریدونا      آن کجا گاو به پرورش بر مایونا

ناصر خسرو[ویرایش]

نوروز به از مهرگان اگرچه      هر دو ز مانند اعتدالی

عنصری[ویرایش]

مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال      نیک‌روز و نیک‌جشن و نیک‌وخت و نیک‌فال

قاآنی شیرازی[ویرایش]

گرنه افریدون فری بر بیوراسبی، چیره شد      مهرگان جشن از چه رو در هر کران آراستند

سوزنی سمرقندی[ویرایش]

با مهرگان چو نیک فتاد اتفاق عید      خون ریز و برگ ریز پدید آمد از میان

قطران تبریزی شادآبادی[ویرایش]

آدینه و مهرگان و ماه نو      بادند خجسته هر سه بر خسرو

انوری اَبیوِردی[ویرایش]

فردا که بر من و تو وزد بادِ مهرگان      آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست

عطار نیشابوری[ویرایش]

عشق را پیر و جوان یکسان بود      نزد او سود و زیان یکسان بود
هم ز یکرنگی جهان عشق را      نو بهار و مهرگان یکسان بود

کمال اسماعیل[ویرایش]

تف تموز دارد در سینه حاسدت      وز آه سرد هر نفسش باد مهرگان

اسدی توسی[ویرایش]

فریدون فرخ به گرز نبرد      ز ضحاک تازی برآورد گرد
چو در برج شاهین شد از خوشه مهر      نشست او به شاهی سر ماه مهر

خاقانی[ویرایش]

ذکر تو به باغ خاطر من      شاخی است که مهرگان ندیده‌است
این مدحت تازه بر در تو      مشکی است که پرنیان ندیده‌است

پروین اعتصامی[ویرایش]

به لاله نرگس مخمور گفت وخت سحر      که هرکه درصف باغ است صاحب هنریست
بنفشه مژده نوروز می‌دهد ما را      شکوفه را ز خزان وز مهرگان خبریست

منابع[ویرایش]