پول

از ویکی‌گفتاورد
(تغییرمسیر از معاش)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

پولدر تعریف ابتدایی آن وسیله، قطعه، شی، یا چیزیست که انسان‌ها برای تبادل خواسته‌ها، خدمات، کالاهای نیازها از آن استفاده می‌کنند


آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی

آ[ویرایش]

  • «آنچه ریشه همه بدی‌هاست، نفس پول نیست بلکه عشق و علاقه جنون‌آمیز به پول است.»
    • مولوگ بدون منبع
  • «آدمی که پول ندارد مانند کمانی است که تیر ندارد.»
    • فوللر بدون منبع

الف[ویرایش]

  • «اگر پول را خدای خود نمایی مانند یک اهریمن آزارت خواهد داد.»
    • هنری فیلدینگ بدون منبع
  • «از اسکناس چیزی بهتر پیدا نمی‌شود. خوراک نمی‌خواهد، جای کمی را می‌گیرد، راحت توی جیب می‌رود و فاسد هم نمی‌شود.»
    • نیکلای گوگول
  • «اگر پول، امید تو برای استقلال [خودکفایی، بی‌نیازی از دیگران] است، هیچ‌گاه نمی‌توانی استقلال داشته باشی. تنها پیشتیبان راستین این است که آدمی در این دنیا اندوختهٔ دانش، تجربه و توانایی داشته باشد.»

ب[ویرایش]

  • «بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم.»
    • ساموئل جانسن بدون منبع
  • «به تجربه دریافته‌ام که پول حس ششم است و بی آن از پنج حس دیگر نمی‌توان بهره کافی برد.»

پ[ویرایش]

  • «پول مانند کود است: نیک است به شرطی که پراکنده باشد.»
  • «پول بتی است که همه آن‌را می‌پرستند اما این بت معبد ندارد.»
    • روتشیلد بدون منبع
  • «پول زاده پول است، گاهی به دست آوردن اولین لیره مشکل‌تر از تحصیل میلیون لیره بعدی است.»
  • «پول مانند حس ششم است که بدون آن نمی‌توان از پنج حس دیگر به طور کامل استفاده کرد. بدون درآمد کافی نصف امکانات زندگی بر روی ما مسدود خواهد بود.»
  • « پول نوکر خوب و ارباب بدی است.»
    • د. بوهو بدون منبع
  • « پول و تقوی چون دو وزنه هستند که در کفین یک ترازو باشند، یکی نمی‌تواند بالا برود مگر اینکه دیگری پایین بیاید.»

د[ویرایش]

  • «در جامعه امروزی مردان ثروتمندی که به هیچ عقیده‌ای پای‌بند نیستند خطرناک‌تر از زنان فقیری می‌باشند که فاقد عفتند.»

ر[ویرایش]

  • «روی اساس خوب می‌توان ساختمان خوب ساخت و بهترین اساس در جهان پول است.»
    • کریستوف سروانت بدون منبع

ف[ویرایش]

  • «فقرا نه جیبی دارند و نه پولی که در آن گذارند، و نه فکری که غصه پول و جیب را بخورند.»
    • آلفرد دو موسه

م[ویرایش]

  • «من تصمیم گرفته‌ام پول را به خدمت خود درآورم نه اینکه خود به خدمت پول درآیم.»
    • جان دیویس راکفلر بدون منبع

و[ویرایش]

  • «وقتی که موضوع پول پیش می‌آید، همه پیرو یک کیش و آیین می‌شوند.»

ه[ویرایش]

  • «هرچه ثروت بیشتر شود، تشویش و نگرانی و حرص و آز هم رو به افزایش می‌گذارد.»
    • کوینتوس هوراسیوس فلاکوس (هوراس) بدون منبع
  1. «henryford127570». BrainyQuote. بازبینی‌شده در ۰۱-۰۲-۲۰۱۷.