محمد محیط قمی
ظاهر
میرزا محمّد محیط قمی با لقب شمس الفصحاء از سوی ناصرالدین، شاه قاجار (۱۸۳۴، قم - ۱۸۹۹، قم) شاعر و نو-آموزگار ایرانی بود.[۱]
گفتاوردها
[ویرایش]| بسیار زلف پر شکن و در هم اوفتد | امّا به دلربایی زلفت کم اوفتد | |
| در هم شود چو خاطر من وضع روزگار | بر روی تو چو طرّهٔ تو در هم اوفتد | |
| جز لعل تو که مرهم ریش دل من است | هرگز شنیدهای که نمک مرهم اوفتد | |
| برقع فکن که از شرر آتش رخت | ترسم شرر به مزرعهٔ عالم اوفتد | |
| باشد جاودانه دل و غم قرین هم | یک دل ندیدهام که جدا از غم اوفتد | |
| آدم به دام دانهٔ حُسن تو اوفتاد | نبود عجب اگر که بنیآدم اوفتد | |
| با کس مگوی راز دل خود، گمان مدار | کز صد هزار دوست یکی محرم اوفتد | |
| روزی اگر به خاک شهیدان گذر کنی | شور قیام، در همهٔ عالم اوفتد | |
| شد در هوای دانهٔ خال تو مرغ دل | ترسم به دام طرّهٔ خم در خم اوفتد | |
| آزادی از کمند محبّت بود محال | هر کس در این کمند فتد محکم اوفتد | |
| هر کس که بوسه زد به لب جام و لعل یار | جاویده زنده است و مسیحا دم اوفتد[۱] |
منابع
[ویرایش]- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. چهارم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۳۱۹۲. شابک ۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.
