پرش به محتوا

فیلم

از ویکی‌گفتاورد

فیلم اصطلاحی است که به‌طور عام شامل تصاویر متحرک می‌گردد.


آ، ا - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی

آ، ا

[ویرایش]
  • «استودیوهای فیلم‌برداری در سراسر دنیا، مثل کلوب‌های شبانه، به هم شبیه‌اند فقط خیابان‌هایی که به آنها منتهی می‌شود فرق می‌کند.»
  • «اگر فیلمی موفقیت‌آمیز باشد، می‌گویند کاسبی است؛ اگر ناموفق باشد، هنر خوانده می‌شود.»
  • «امکان تحت تأثیر قرار دادن یک ملت به وسیله یک فیلم، مانند خالی کردن آب اقیانوس با انگشتانه است.»
  • «بسیار مشکل است که از روی یک سناریوی بد، یک فیلم خوب ساخت، عکس آن خیلی راحت‌تر است.»
  • «بیشتر دیالوگ‌ها را طرفداران انتقام‌جوی فیلم‌های صامت می‌نویسند.»
  • «سابقأ در فیلم‌ها، خانم‌ها را بدون پائین‌تنه نشان می‌دادند؛ امروزه پائین‌تنه را بدون خانم‌ها نشان میدهند.»
  • «فیلم مثل زندگی واقعی است: مثل یک جوان عاشق‌پیشه شروع می‌کنیم، بعد بازیگر نقش‌های بزرگ و سرانجام با نقش مضحک پیری به پایان می‌رسد.»
  • «فیلم فقط در تاریکی سالن سینما زنده است.»
  • «فیلم‌سازان باید به این نیز بیندیشند که فیلم‌هایشان را در روز رستاخیز با حضور خودشان نمایش خواهند داد.[۱]
  • «قبل از تولید فیلم، تمام ریزه‌کاری‌هایش را در مغزم مجسم می‌کنم، آنگاه به نظرم می‌رسد که فیلم را دیده‌ام، درست به همین خاطر از ساختن آن دست می‌کشم.»
  • «من مثل یک آشپز وقتی که فیلمی را تهیه کردم، می‌نشینم و دیگران را تماشا می‌کنم ببینم به آن‌ها مزه می‌دهد.»
  • «هیچ تماشاچی پس از ترک سالن سینما، دچار تحول روحی نشده است.

منابع

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
فیلم
دارد.