پرش به محتوا

عنایت‌الله بخشی

از ویکی‌گفتاورد

عنایت‌الله بخشی (۲۷ مارس ۱۹۴۵) (۷ فروردین ۱۳۲۴) بازیگر ایرانی است. زادهٔ دهستان طالقان، دیپلم‌گرفته و دانش‌آموختهٔ رشتهٔ بازیگری از دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک؛ از سال ۱۹۶۶م/ ۱۳۴۵ش به تئاتر، از ۱۹۷۱م/ ۱۳۵۰ش به سینما و ۱۹۶۶م/ ۱۳۴۵ش به تلویزیون درآمد و نقش‌های بسیاری آفرید.

مهم این است که شما چگونه دربارهٔ زندگی فکر می‌کنید و از زندگی چه می‌خواهید. وقتی تکلیف شما با خودتان روشن نباشد مسلماً با جامعه و مردم هم تکلیف روشنی نخواهید داشت.

گفتاوردها

[ویرایش]
  • شخصیت واقعی خودم با نقش‌های منفی‌ای که بازی می‌کنم خیلی تفاوت دارد. همیشه سعی کرده‌ام به نقش، شخصیت و بعد بدهم. این‌طور نیست مثل بعضی‌ها که نقش منفی بازی می‌کنند فقط هوار بکشم. تلاشم این بوده که شخصیت منفی را به‌گونه‌ای بازی کنم که تماشاگر دربارهٔ او قضاوت منصفانه داشته باشد. هر انسانی برای کارهایش دلایلی دست کم برای خودش دارد. زندگی بر اساس خیر و شر است و هر یک از این‌ها که حذف شود، کل زندگی بی‌معنا می‌شود. در تعزیه اگر شخصیت شمر وجود نداشته باشد، ناقص و ابتر خواهد بود.
  • احساس می‌کنم تا حدود زیادی به آنچه می‌خواسته‌ام رسیده‌ام. انسان مگر از زندگی چه می‌خواهد جز آبرو و حیثیت و یک لقمه نان شرافتمندانه. حس می‌کنم در جامعه یک نیمچه احترام و آبرویی دارم.
    • ۱۲ نوامبر ۲۰۱۵/ ۲۱ آبان ۱۳۹۴، مصاحبه با «جام جم»[۱]
  • اگر در یک اثر هنری این چهار نکته مستتر بود، می‌توان آن را اثری خوب و باکیفیت دانست: قابل فهم برای اکثریت متوسط از لحاظ شعور باشد، ایده و فلسفه جدیدی را ارائه بدهد، مبتذل نباشد و در نهایت امیدوار کننده باشد. به عبارت دیگر و در مفهومی کلی‌تر، هنر اولاً باید انسان را به فکر وادار کند و ثانیاً انسان را به حقیقت برساند. من به این اعتقاد دارم و می‌گویم اگر یک اثر انسان را به این دو نرساند، یک اثر هنری نیست.
  • آیا کسی که اسید می‌پاشد روی صورت دختری و او را برای همیشه نابود می‌کند واقعاً عاشق است؟ نه، این تنها یک هوس است. عاشق، سلامت معشوق را می‌خواهد، پیروزی او را می‌خواهد، نه اینکه اسید بپاشد توی صورتش و نابودش کند. این عشق نیست.
  • در تئاتر چیزهای زیادی یادمی‌گیریم؛ تئاتر به ما یاد می‌دهد که هیچ هستیم، هیچ بودن را در تئاتر یادمی‌گیریم. همچنین یادمی‌گیریم به کسی که پیشکسوت ماست، احترام بگذاریم. یادمی‌گیریم که زحمت بکشیم و تلاش کنیم تا نمایش خوبی اجرا کنیم چون نمی‌توانیم و حق نداریم سر مردم را کلاه بگذاریم. در تئاتر کسی دنبال شهرت نیست، دنبال پول نیست.
  • بازیگری مثل ویولن زدن است. کمتر کسی دنبال این ساز می‌رود چون پرده ندارد و بنابر این اگر حتی کمی اشتباه کنی، جیغ می‌کشد و حالت را بد می‌کند.
  • پیشکسوت فقط آن کسی نیست که از نظر سنی از شما بزرگ‌تر و سابقه اش در کار، از شما بیشتر باشد. پیشکسوت باید از نظر اخلاق هم پیشکسوت باشد… پیشکسوت واقعی پیشکسوتی است که اخلاق دارد و رفتارش درست است. این‌طور نیست که ما بگوییم چون سن ما از شما جوان‌ها بیشتر است، پس شما باید احترام ما را نگه دارید. نه، احترام ما دست خودمان است.
    • ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۳/ ۱۹ شهریور ۱۳۹۲، گفتگو با «باشگاه خبرنگاران جوان»[۲]
  • مهم این است که شما چگونه دربارهٔ زندگی فکر می‌کنید و از زندگی چه می‌خواهید. وقتی تکلیف شما با خودتان روشن نباشد مسلماً با جامعه و مردم هم تکلیف روشنی نخواهید داشت. به قول مولانا؛ پیش چشمت داشتیم شیشه‌ای کبود/ لاجرم دنیا کبودت می‌نمود؛ بنابراین، عینکی که شما به چشم می‌زنید و زاویه دید شما به زندگی خیلی مهم است و این به شعور و مطالعه شما بستگی دارد و هیچ چیز در زندگی به سادگی و رایگان به دست نمی‌آید. باید تلاش کرد و به دست آورد.
    • ۱۴ مارس ۲۰۱۹/ ۷ فروردین ۱۴۰۰، گفتگو با «تسنیم»[۳]
  • در یکی از نمایشنامه‌ها چون نقشم منفی بود یکی از تماشاگران روی سن آمد تا مرا با چاقو بزند. تا زمانی که قطب منفی یک سیم با قطب مثبت برخورد نکند چراغی روشن نمی‌شود، بنابراین نقش مثبت و منفی نیز در تقابل با یکدیگر شکل می‌گیرند و مکمل هم هستند.
    • ۱۱ فوریه ۲۰۲۱/ ۲۳ بهمن ۱۳۹۹، گفتگو با «جام جم»[۴]
  • من معتقدم بازیگر دائماً باید از آدم‌های اطرافش ایده بگیرد، اتوبوس و تاکسی سوار شود، به قهوه‌خانه و جنوب شهر برود آدم‌ها را ببیند، با آنها هم صحبت شود، مشکلشان را بداند، زندگیشان را تجزیه و تحلیل کند در اینصورت وقتی نقشی را بازی می‌کند نقش برایش پوست، گوشت واستخوان دارد.
    • ۲۷ مارس ۲۰۲۱/ ۷ فروردین ۱۴۰۰، گفتگو با «ایرنا»[۵]

منابع

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ