طمع

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

طمع (حرص،آز)

گفتاوردها[ویرایش]

  • «آن که دلش به دوستی دنیا شیفته است دل وی به سه چیز آن چسبیده است: اندوهی که از او دست بر ندارد، و حرصی که او را وانگذارد، و آرزویی که آن را به چنگ نیارد .»
  • «شادمان از آن هستم که خود را از بندِ دین رها ساخته‌ایم، امّا آیا نوعی اخلاقِ طبیعی به حدِّ کافی نیرومند – قواعدِ اخلاقی جدا از دین – به وجود آورده‌ایم که توانا باشد غرایزِ چپاول، پرخاشگری، و شهوت‌رانی ما را مهار کرده، از سقوطِ تمدّن به ورطهٔ آز، بی‌عفّتی و جنایت جلوگیری کند؟ آیا واقعاً دیگر اهلِ تعصّب نیستیم، یا تنها تعصّبِ مذهبی را به خصومت‌های ملّی، نژادی و آرمانی تبدیل کرده‌ایم؟ آیا منش و رفتارمان از گذشته بهتر شده است یا بدتر؟»
    • ویل دورانت درس‌های تاریخ (نشر ققنوس،۱۳۸۵) فصلِ «آیا پیشرفت، واقعی است؟»
  • «آز محرک سعی و کوشش است.»
    • طامس هیوز بدون منبع
  • گر با خردی تو حرص را بنده مشو / در پای طمع خوار و سرافکنده مشو / چون آتش تیز باش و چون آب روان / چون خاک بهر باد پراکنده مشو
  • طمع آرد به مردان رنگ زردی / طمع را سر ببر، گرمردِ مردی
  • طمع آرد به روی مرد زردی / که لعنتهای رکنی بر طمع باد

ضرب المثل[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]