شفا

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شفا روند بازسازی سلامت از یک ارگانیسم نامتعادل، بیمار یا آسیب دیده است. نتیجهٔ بهبودی می‌تواند درمانی برای یک چالش سلامت باشد، اما بدون درمان می‌تواند نیز بهبودی یابد. شفا ممکن است با درمان پزشکی یا بهبودی یکی انگاشته شود یا به‌طور معنوی بررسی شود، هرچند هریک مفهومی متفاوت‌اند.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «شفا و درمان، بیماری با درد و رنج یکی نیستند. درمان وقتی است که بیماری جسمی به اندازهٔ مهمی رو به بهبود است. شفا فرآید تندرستی کامل است. حتی کلمات شفا [heal]، کامل [whole] و مقدس [holy] از یک ریشه‌اند. نسبت دادنِ شفا به پزشکی مثل نسبت دادن عدالت به قانون است.»
  • «شفا حتی زمانی که درمان ناممکن باشد می‌تواند رخ دهد. حتی زمانی که از نظر جسمی آثار بهبود دیده نمی‌شود، ممکن است انسان به کمال نزدیک شو. در فرایند شفا، انسان به مرحله‌ای از کمال و آرامش درونی می‌رسد که با ترس و رنج کمتر، شفافیت و علاقهٔ بیشتر می‌تواند به بیماری خود بپردازد. هرچند درمان بسیار عالی است، شفا غالباً معنادارتر است، زیرا انسان را بیشتر از درد و رنج می‌رهاند.»
  • «همانگونه که شفا و درمان یکی نیستند، درد و رنج هم با یکدیگر متفاوت‌اند. درد فرآیندی جسمی است یعنی انتقال اطلاعات به مغز از راه اعصاب در هنگام صدمه دیدن. رنج، درکِ این تجربه است. حتی زمانی که درد تغییرناپذیر نباشد، درکِ تجربه یا همان رنج می‌تواند کاهش یابد. به همین نحو، بیماری بروز فیزیکی اختلال زیستی است در حالی که رنجوری تجربهٔ انسان از فرایند بیماری و ارتباط با آن است.»
  • «ما می‌توانیم ارتباطات و اجتماعات خود را بر اساس عشق و محبت، نه ترس و نفرت بنا کنیم. ما می‌توانیم از رنج‌های دیگران درس بگیریم. آگاهی نخستین مرحلهٔ شفاست.»

منابع[ویرایش]

  1. Love and Survival: How Good Relationships Can Bring You Health and Well-being [عشق و زندگی؛ درمان بیماری‌های روحی و جسمی با عشق و مهروزی]. ترجمهٔ ابوالقاسم پوزش. انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، شماره ۳۸۳، ۱۳۸۲ش. شابک ‎۹۶۴۳۸۶۰۱۸۳.