سید نصرالله اخوی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سید نصرالله اخوی تقوی (۱۸۷۲، تهران - ۱۹۴۷، تهران) فقیه، رایزن قضایی، قاضی، دادستان دیوان عالی، مدرس و شاعر ایرانی بود.[۱]

گفتاوردها[ویرایش]

دریغ مدار
بیا که عشق تو از سر نمی‌رود ما را      به دست آور دل اوفتاده از پا را
ببوی اینکه به پایت نثار سازد جان      تن ضعیف بهانه است این تمنّا را
به یاد دادم ناموس زهد و خرسندم      که اعتبار بود بیش زند رسوا را
لب از ترشّح می جان من دریغ مدار      که تا ببوسم آن لعل باده‌پیما را
چه آتش است ندانم که ریختی در جام      که ناچشیده افروخت جان دانا را
هزار شام نویدم دهی و این عجب است      که باز عید شمارم نوید فردا را
تو را که دوش در آغوش یار بود قرار      کجا بدانی روز سیاه شیدا را
گمانم آنکه ز دل محو گشته عشق و کنون      یقینم آنکه ز سر در نمی‌رود ما را
هزار فکرت بی‌جا و نقش‌های عجب      که جز دریغ به آخر نبود سودا را
بدان خیال که تا جامه تر نگردانی      ز سرگذشت براندیش موج دریا را
بگیر ساغز و نو کن فسانه‌های کهن      که طرح تازه پدید است دور مینا را
چو روزگار دگر شد به تازه‌گوی سخن      سخن به ناز خوش آید روان گویا را[۱]

گفتاوردها[ویرایش]

  • «با جناب قدوه‌الفضلا آقای حاجی سیدنصرالله اخوی- دامت برکاته- از فحول علماء و شعرا و ادبای عصر حاضر، مرا افتتاح روابط کتبی و آشنایی غائبانه دست داد در ایامی که من مشغول طبع و تصحیح مرزبان‌نامه بودم، ایشان با یک وسعت قلب و انشراح صدری که فقط از مثل ایشان فاضلی، متوقع می‌توان بود، نسخهٔ مصححهٔ خودشان را بدون هیچ سابقهٔ آشنایی و وثیقه اعتمادی برای تکمیل تصحیح آن کتاب برای من فرستادند و به آن مناسبت از آن وقت تاکنون، ابواب مکاتبه بین‌الجانبین باز است که این ضعیف از افاضات آن استاد محترم همواره سرفراز.»
    • محمد قزوینی در شرح زندگانی خود ۱۶ربیع الثانی ۱۳۴۳ مطابق ۱۴ نوامبر۱۹۲۴[۲]

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. دوم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۹۰۷. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴. 
  2. بیست مقاله قزوینی، دوره کامل:جلد ۱و۲، به تصحیح عباس اقبال و ابراهیم پورداوود، تهران: کتابفروشی ابن‌سینا و کتابفروشی ادب، چاپ دوم ۱۳۳۲، صص ۷–۳۰