سعید صادقی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سعید صادقی (۶ دسامبر ۱۹۵۳) (۱۵ آذر ۱۳۳۲) عکّاس و فیلمبردار ایرانی است. زادهٔ تبریز، دیپلم‌گرفتهٔ دبیرستان، خودآموختهٔ عکّاسی؛ از سال ۱۹۷۶م/۱۳۵۵ش به عنوان عکاس حرفه‌ای فعالیت هنری را آغاز کرد. به عکاسی خیابانی، اجتماعی، مطبوعاتی و جنگی روی آورد. در سال ۱۹۸۹م/ ۱۳۶۸ش به عنوان دستیار فیلمبردار به سینما درآمد و به کارگردانی مستند نیز پرداخته‌است. از عکّاسان معروف ایرانی در جنگ ایران و عراق شمرده می‌شود و چندین نشان ملّی برده‌است.[۱]

گفتاوردها[ویرایش]

  • من در عکاسی جنگ به دنبال تکنیک نبودم، بیشتر به دنبال محتوای واقعه بودم. هدف اصلی من انسان و تأثیرات جنگ به روی انسان بود. به همین دلیل از تکنیک فاصله می‌گرفتم و خودم را به انسان نزدیک می‌کردم، انسانی که می‌تواند درون زشتی‌ها غرق شود. جنگ زشت‌ترین فاجعه بشری است و اصلاً قهرمان ندارد، ولی روش انسانی قهرمان دارد. جنگ هیچگاه برای بشریت قهرمان نمی‌سازد ولی روش انسانی برای بشر قهرمان می‌سازد.
  • من در دل جنگ در جست‌وجوی انسان بودم؛ چراکه قهرمان را در جنس انسانیت و ارزش‌های انسانی که در جنگ خمیر و له می‌شد، جست‌وجو می‌کردم؛ جان‌هایی که متلاشی می‌شد. نوع اخلاص رزمندگان در قاب عروج انسان‌ها برایم تجسم پیدا می‌کرد و مهم بود. انسان‌هایی که آنجا جنگیدند، خالص و صادق بودند.
  • آیا تاریخ و نسل‌های جدید می‌خواهند با جنگی که نمی‌توان حوادث، احساسات و عواطفی که در آن موج می‌زد را بیان کرد، رودررو شوند؟ تنها چیزی که می‌تواند به نوعی حس فضای جنگ را زیر پوست جریان دهد، عکس‌های جنگ است.
  • اینکه من و هم‌نسلانم بخواهیم همه چیز در دوران ما بماند خطرناک است؛ یعنی هر چه جلوتر می‌رویم، باید بر اساس پیشرفت دنیا، شکوفایی جوان‌ها و روند اجتماعی خود را تغییر دهیم. اینکه بگوییم مثلاً فقط من عکس جنگ گرفته‌ام یا تنها من در درگیری با مجاهدین خلق بوده‌ام، ایدئولوژی‌ای است که زندگی در آن جریان ندارد.
  • ما به احساس مشترک نیاز داریم که بتوانیم با کمک آن خود را کشف کنیم و از آن به عنوان هویت ملی حفاظت کنیم.
    • ۲۵ ژوئن ۲۰۱۹/ ۴ تیر ۱۳۹۸؛ مصاحبه با «ایسنا»[۲]
  • من اصلاً آدم سیاسی‌ای نبودم و همه زندگی‌ام در عکس و سینما خلاصه شده بود. انقلاب و وقایع بعد از آن من را با سیاست آشنا کرد. در جنگ هم جهان‌بینی پیدا کردم. اگر چه در ابتدا فقط هدفم عکاسی بود و به چیز دیگری فکر نمی‌کردم اما اشک‌ها، زخم‌ها، ایثارها و شجاعتی که می‌دیدم، رفته‌رفته نگاهم را تغییر داد و شکل عکاسی‌ام را به کلی عوض کرد.
  • ما در عکاسی جنگ، هیچ‌وقت در هیچ‌کدام از تصاویرمان دست نبرده‌ایم. هر چه می‌بینید، عین واقعیت جنگ و جبهه‌هاست.
  • کار من با جنگ تمام نشده‌است. احساس مسئولیت و تعهدی که نسبت به سوژه‌های عکس‌هایم دارم، من را بر آن داشته تا به‌دنبالشان بگردم و از سرنوشت‌شان مطلع شوم.
    • ۱ اکتبر ۲۰۲۰/ ۱۰ مهر ۱۳۹۹؛ مصاحبه با روزنامهٔ «همشهری»[۳]

منابع[ویرایش]

  1. امید، جمال. فرهنگ سینمای ایران. تهران: نگاه، ۱۳۷۷ش-۱۹۹۸م. ۲۷۴. شابک ‎۹۶۴۶۱۷۴۸۹۲. 
  2. «از آن گروه فقط من زنده هستم!/بارها از وحشت به زمین چنگ زدم». ایسنا، ۴ تیر ۱۳۹۸. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ مه ۲۰۲۲. 
  3. «دوربین3بار جانم را نجات داد». همشهری، ۱۰ مهر ۱۳۹۹. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۰. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ