رومن پوئرتولاس

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Romain Puértolas 01.JPG

رومن پوئرتولاس (به فرانسوی: Romain Puértolas) (زادهٔ ۱۹۷۵) نویسنده فرانسوی است.

گفتاوردها[ویرایش]

سفر شگفت‌انگیز مرتاضی که در جالباسی آیکیا گیر افتاده بود[ویرایش]

  • «راننده تاکسی که مطمئن نبود حرف او را درست شنیده باشد، به سمت مسافرش برگشت؛ این کار پشتی چوبی صندلی اش را به صدا درآورد.»[۱]
  • «در صندلی عقب ماشین مردی میانسال دید، بلندقد و زمخت و استخوانی مثل درخت، با صورتی تیره و سبیلی پرپشت. روی گونه‌های تکیده اش سوراخ‌هایی ریزی دیده می‌شد که عارضه آکنه خطرناکی بود. چندین حلقه در گوش‌ها و لب‌هایش داشت؛ انگار می‌خواست این اعضایش را پس از استفاده مثل زیپ ببندد.»
  • «می دونستین موپاسان از برج ایفل متنفر بوده؟ هر روز می‌رفته تو برج ایفل غذا می‌خورده چون تنها جای پاریس که از اون جا برج ایفل دیده نمی شه خود برجه…»
  • «حتی قوی‌ترین مردان نیز خارج از خانه خود به مردانی آسیب‌پذیر، حیوان‌هایی کتک خورده با نگاه‌های مرده و چشم‌هایی بی فروغ تبدیل می‌شدند. آن‌ها همه دور از خانه‌هایشان کودکانی ترس خورده بودند که اگر در راهشان به موفقیت نمی‌رسیدند هیچ چیز نمی‌توانست تسلی شان دهد.»
  • «حتی مهاجران غیرقانونی هم غرور داشتند.»
  • «چرا برخی این‌جا متولد می‌شوند و بعضی آن جا؟ چرا عده ای همه چیز دارند و گروهی دیگر هیچ ندارند؟ چرا برخی زندگی می‌کنند و بعضی دیگر – باز هم همان‌ها – فقط حق دارند سکوت کنند و بمیرند؟»
  • «او به تازگی اروپا و طی دو روز چیزهایی را دیده بود که هرگز در عمر سی و هشت ساله اش ندیده بود و اگر روزی تصمیم نگرفته بود در جالباسی ای در فروشگاهی بزرگ پنهان شود، قطعاً هیچ‌کدام از این چیزها را هرگز نمی‌دید. چه کسی می‌دانست، گاهی یک زندگی ساده و مکان‌هایی کاملاً معمولی سرآغاز ماجراهای هیجان انگیز می‌شد.»

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. رومن پوئرتولاس، سفر شگفت‌انگیز مرتاضی که در جالباسی آیکیا گیر افتاده بود، ترجمهٔ ابوالفضل الله دادی، انتشارات ققنوس، ۱۳۹۶.