جورج کارلین

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
جورج کارلین

جورج کارلین (۱۲ مه ۱۹۳۷ – ۲۲ ژوئن ۲۰۰۸) نویسنده ، منتقد اجتماعی، هنرپیشه و استند آپ کمدین آمریکایی، برندهٔ پنج جایزهٔ گرمی برای جنگ‌های کمدی

دارای منبع[ویرایش]

  • کارلین در محیط نقد (۱۹۸۴)
  • «بنابراین می‌گویم زندگی کن و بگذار زندگی کنند. این شعار من است. زندگی کن و بگذار زندگی کنند. هر کسی را که نمی‌تواند با آن کنار بیاید، بیرون ببر و مادر قحبه را با گلوله بزن. این فلسفه ساده ای است، اما همیشه در خانواده ما مؤثر بوده‌است.» «دعا»
  • «چیزی را که پدربزرگم می‌گفت بیاد می‌آورم. او می‌گفت، می خوام برم، طبقه بالا ومادر بزرگت را بکنم. خوب فرد راستگویی بود و می‌دانید، نمی‌خواست یک بچه چهار ساله را فریب بدهد.»
  • جایی برای جنس من (۱۹۸۱)
  • «هرگز نمی‌خواهم عضو گروهی بشوم که آرم آن مردی است که به دوتکه چوب چشم دوخته‌است. بخصوص اگر آن مرد من باشم!»
  • مصاحبه با عیسی
  • «پولتان را به کلیسا ندهید. آنها باید پولشان را به شما بدهند.»
  • سقط جنین
  • «دقت کرده‌اید که بیشتر زنهایی که مخالف سقط جنین هستند، زنهایی هستند که در درجه اول شما نمی‌خواهید آنها را بکنید؟ در طبیعت چنین توازنی وجوددارد.»
  • بازی با سرتان (۱۹۸۶)
  • «تا به حال توجه کرده‌اید افرادی هستند که وقتی چیزی را گم می‌کنند، اولین عکس العملشان این است که آن چیز باید دزدیده شده باشد؟ اولین چیز - هی! دزدیده شده‌است!" این دفاع از خود است. آنها این حقیقت را که ممکن است به آن اندازه احمق باشند که چیزی را گم کرده باشند نمی‌توانند تحمل کنند. حتی اگر آن شی چیزی باشد که هیچ‌کس واقعاً مایل نیست انرا داشته باشد. هی! چه کسی مجموعه بانداژهای استفاده شده مرا دزدید؟!همینطورعکسهای لخت ارنست بورگناین مرا هم برده‌اند!»
  • من در نیو جرسی چکار می‌کنم؟ (۱۹۸۸)
  • «من واقعاً به اندازه وزارتخانه‌های رونالد ریگان این همه مجرم و قانون‌شکن را که با هم عکس گروهی بگیرند یکجا ندیده‌ام.»
  • «آمریکا کشور بزرگی است، اما فرهنگ عجیبی دارد. … اینجا تنها کشور دنیا است که مردم بیماری جوع البقر(از خوردن سیر نمی‌شوند) دارند؛ اینجا تنها کشور دنیا است که بعضی از مردم اصلاً غذایی ندارند، و افراد دیگری غذای تقویتی می‌خورند و آگاهانه آنرا استفراغ می‌کنند. اینجا کشوری است که تنباکو هر سال چهارصد هزار نفر را می‌کشد، بنابراین شیرین کننده‌های مصنوعی آنرا قدغن کرده‌اند! بخاطر اینکه موشی مرده‌است! می‌دانید منظورم چیست؟ اینجا جایی است که به صاحبان مغازه‌های اسلحه فروشی لیستی از مجوزهای دزدیده شده، داده شده‌است! نه لیست مجرمین یا دیوانگان؛ و حال در فکر ممنوع کردن تفنگهای اسباب بازی هستند- وتصمیم ندارند تفنگهای واقعی … را قدغن کنند!
  • انجام دوباره آن / نصیحتهای پدرانه: اشعار صریح (۱۹۹۰)
  • «می‌دانم بعضی‌ها نمی‌خواهند شما به چیزهای مشخصی اشاره کنید. بعضی‌ها نمی‌خواهند شما این را بگویید، بعضی‌ها نمی‌خواهند شما آن را بگویید. بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر به چیزی اشاره کنید ممکن است اتفاق بیافتد. بعضی‌ها واقعاً احمقهای … هستند. تا به حال به این مسئله توجه کرده‌اید، هر روز در طول روز با چند نفر آدم احمق برخورد می‌کنید؟... احمقهای حرامزاده زیادی در اطراف وجود دارند. کاغذ و مداد بردارید و یادداشت کنید، در پایان روز لیستی با سی یا چهل نام خواهید داشت. در این مورد فکر کنید؛ در مورد اینکه یک شخص معمولی چقدر احمق است فکر کنید، بعد از آن تشخیص خواهید داد که نصف مردم احمقتر از آن چیزی هستند که فکر می‌کردید.»
  • «حکومت می‌خواهد به شما بگوید چیزهایی را که نمی‌توانید بگویید چون خلاف قانون هستند، یا نمی‌توانید بگویید چون خلاف مقررات هستند، یا این چیزی است که نمی‌توانید بگویید چون یک … راز است. نمی‌توانید آنرا بگویید. نمی‌توانید آنرا به او بگویید بخاطر اینکه او نگفته که می‌خواهد آنرا بداند. حکومت می‌خواهد اطلاع‌رسانی را کنترل کند و زبان را کنترل کند چرا که با آن روش می‌توان افکار را کنترل کرد، و اساساً هدفشان آن است.»
  • «هدف مذهب هم همان است. مذهب چیزی جز کنترل ذهن نیست. مذهب فقط تلاش می‌کند ذهن شما را کنترل کند، افکار شما را کنترل کند، بنابر این چیزهایی را که نباید بگویید بخاطر اینکه… گناه هستند مشخص می‌کنند؛ و اضافه بر آن با گفتن چیزهایی که نباید بگویید، مذهب می‌خواهد چیزهایی را که باید بگویید را هم مشخص کند؛ اینها اولین چیزهایی است که وقتی صبح بیدار شدید باید بگویید؛ اینها چیزهایی است که شب درست قبل ازخواب باید بگویید؛ اینها چیزهایی است که همیشه در سومین چهارشنبه ماه آوریل بعد از اولین ماه کامل در بهار ساعت ۴ وقتی که زنگها به صدا در می‌آیند باید بگوییم. مذهب همیشه مطالبی را که شما باید بگویید مشخص می‌کند.»

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ