اعتیاد در ایران

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اعتیاد در ایران از مسائل اجتماعی معاصر ایران است که از دههٔ هفتاد به بحران تبدیل شد.

Homlesss men in Nishapur 1.jpg

گفتاوردها[ویرایش]

  • «در مجموع شاهد کاهش رشد اعتياد در کشور هستيم اما همچنان مهم‌ترين دغدغه ما و نخستين دغدغه مردم بحث موادمخدر و مبارزه با آن است که البته اين يک مسير دشوار است. »
  • «ما تنها در جبهه داخل نمي جنگيم بلکه مواد مخدر موضوعي است که جز سه تا چهار تجارت دنيا محسوب مي شود و سوداگران مرگ همواره در کمين هستند.»
  • «تا زمانی که مستقیم درگیر اعتیاد نشویم نمی‌توانیم عمق مسئله اعتیاد را درک کنیم... خیلی از خانواده‌ها به ما مراجعه می‌کنند و تقاضای اعدام یا دستگیری فرزند معتاد خود را دارند، آنهایی که در خانواده خود شخص معتاد دارند، درک می‌کنند که این افراد چه می‌کشند.»
  • «آن‌هایی که تریاک مصرف می‌کردند برای تولید تریاک یک زمین را شخم می‌زدند، آبیاری می‌کردند و بعد درو می‌کردند اما مواد مخدر صنعتی در آزمایشگاه تولید می‌شود و اثراتش تجاوز به مادر، کشتن همسر و تجاوز به فرزند است.»
  • «ما برای پاک شدن معتادان هزینه زیادی می‌کنیم اما در بهترین شرایط تنها ۲۰ درصد معتادان پاک می‌مانند، آن هم به این دلیل که جامعه معتاد را طرد می‌کند و بازگشت او را به جامعه قبول نمی‌کند.»
  • «آمارهای خط ملی اعتیاد نشان می‌دهد که شیشه، تریاک و هروئین سه مواد مخدر مصرفی اول در کشور است و کراک و حشیش نیز در رتبه‌های بعدی قرار دارند.»
    • فرید براتی، مدیرکل دفتر پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی[۶]
  • «سیستم حمایتهای اجتماعی از معتادان مهمترین مشکل درمان اعتیاد در کشور است بطوریکه فرد معتاد پس از ترک از سوی مرکزی حمایت نمی‌شود و در جامعه نیز به سختی پذیرفته می‌شود و این موضوع یکی از دلایل بازگشت فرد به سمت مصرف مجدد مواد مخدر است.»
    • فرید براتی، مدیرکل دفتر پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی[۷]
  • «کجای دنیا پزشک باید در صف داروی درمان اعتیاد بایستد در حالی که باید سهولت دسترسی وی به داروهای اعتیاد فراهم شود. ... اعتیاد حداقل ۱۰ میلیون نفر از مردم کشور را درگیر کرده ... »
  • … ما بچه‌های سالم کم داریم. زمانی بود که اگر کسی اعتیاد داشت، انگشت‌نما بود اما الان اگر یکی سالم باشد، انگشت‌نما می‌شود. من هفتاد و یک سالم است. باور کنید در کل زندگی‌ام یک نخ سیگار نکشیدم. جالب است بدانید نقش معتاد را هم بازی کرده‌ام و جایزه گرفتم. هر کسی هم نگاه می‌کند فکر می‌کند خودم معتاد هستم. سر کار یک پک می‌زدم، می‌انداختم دور. کلا هم از سیگار و دود بدم می‌آید.
  • «جنگیدن با اعتیاد با اعلامیه و قانون و مسلسل امکان‌پذیر نیست. جنبه فیزیکی اعتیاد اهمیت چندانی ندارد. اعتیاد در درجه اول یک مسأله روانی است، عارضه نفسانی است، گلوله سربی مسلسل جسم را به راحتی می‌شکافد، اما از جوشن روح نمی‌تواند گذر کند. اگر بخواهیم واقعاً با اعتیاد مبارزه کنیم، باید سنجیده و آرام عمل کرد. در درجۀ اول شناخت علت‌های اعتیاد واجب است. مبارزه با معلول، هنر و اثرش در این حد است که حولۀ نمناک سردی روی پای مریضی بگذاریم که در تب 41 درجه می‌سوزد، همین و بس.»

منابع[ویرایش]