اخلاق

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو


آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی

آ[ویرایش]

الف[ویرایش]

  • «اخلاق یک اراده کامل العیار و پسندیده است.»
    • نووالیس بدون منبع
  • «انحطاط اخلاقی همیشه پیش آهنگ انقراض تمدن‌ها بوده است.»
    • حسین کاظم‌زاده ایرانشهر
  • «اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند// قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است»

ب[ویرایش]

  • «به هر کس که بخواهد موفق شود می‌گویم اخلاق نیک را در خود پرورش ده.»
    • البر هودبرد بدون منبع

ت[ویرایش]

  • «تمام طلاهای روی زمین و زیر زمین به قدر یک فضیلت اخلاقی ارزش ندارد.»
  • «تکمیل فضائل اخلاقی اگر یگانه هدف تعلیم و تربیت نباشد لااقل بزرگ‌ترین هدف آن است.»
    • اوشیا بدون منبع

ح[ویرایش]

  • «حسن سلوک جزئی از حسن اخلاق است وظیفه ما بلکه به نفع ماست که هم دارای حسن سلوک باشیم وهم حسن اخلاق.»
    • هانتر بدون منبع

خ[ویرایش]

  • «خط مستقیم نه تنها در هندسه بلکه در اخلاقیات هم کوتاه‌ترین راه است.»
    • راحل بدون منبع

ف[ویرایش]

  • «فضیلت اخلاقی برای مردمبیشتر از آب وآتش ارزش دارد. من کسانی را دیده‌ام که از آب وآتش به خطر افتاده و مرده‌اند، لیکن هرگز کسی را ندیده‌ام که به فضائل اخلاقی روی آورده و از آن هلاک شده باشد.»

ق[ویرایش]

  • «قوت اراده اساس و پایه هر اخلاق عالی و بزرگ است.»

ک[ویرایش]

  • «کسی که اخلاق ندارد انسان نیست جزو اشیاء است.»
    • شانفور بدون منبع

م[ویرایش]

  • «موازین اخلاقی تابع کامل رژیم اقتصادی و اجتماعی بشر است. چه بسا چیزهایی که دیروز برای آنها کف می‌زدیم ولی امروز از آن اظهار نفرت می‌کنیم.»
    • فتحی الرملی بدون منبع

ن[ویرایش]

  • «نگریستم و هیچ یک از جهانیان را نیافتم که برای چیزی تعصّب ورزد جز آنکه آن تعصّب را علّتی بُوَد... پس اگر به ناچار تعصّب ورزیدن باید، در چیزی تعصّب ورزید که شاید: در اخلاق نیک و گزیده و کردارهای پسندیده و کارهای نیکو.... به خوبیِ خوی و رفتار، و بردباری به هنگامِ خشمِ بسیار، و آنچه پسندیده‌است از رفتار و کردار. پس در اخلاق تعصّب ورزید از حمایت کردنِ پناهندگان، و بر سر رساندنِ پیمان و به فضیلت آراسته بودن، و دست بازداشتن از ستمکاری و بزرگ شمردن گناهِ خونریزی و خونخواری، و دادِ مردمان دادن، و خشم را فروخوردن....»