آنه‌ماری شیمل

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Schimmel bonngasse.jpg

آنه‌ماری شیمل (به آلمانی: Annemarie Schimmel) (زادهٔ ۷ آوریل ۱۹۲۲–درگذشتهٔ ۲۶ ژانویه ۲۰۰۳) اسلام‌پژوه، خاورشناس و مولوی‌شناس سرشناس آلمانی بود.

گفتاوردها[ویرایش]

بازتاب اسلام[ویرایش]

  • «اسلام مورد پسند من است، دینی که با درک باری‌تعالی واقعاً حیات انسان را در احاطه خود می‌گیرد. اما یک انسان مدرن به زحمت می‌تواند به درک چنین مراتبی نائل آید.»[۱]
  • «درست است که فتوحات اسلامی در قرون وسطی به ضرب قوای نظامی پیش رفته است، اما به هند، چین، و یا آفریقا هم بیندیشید در این نواحی گرویدن به اسلام مدیون کار عارفان است.»

ت‍ب‍ی‍ی‍ن آی‍ات خ‍داون‍د: ن‍گ‍اه‍ی پ‍دی‍دارش‍ن‍اس‍ان‍ه ب‍ه اس‍لام[ویرایش]

  • «اسلام دینی است که در دنیای غرب نادرست فهم شده و حتی توسط عده ای از افراد مغرض به نوعی «بدویت» متهم شده‌است… من شخصاً متقاعد شده‌ام از میان کسانی که دین اسلام را متهم می‌کنند تنها معدودی قرآن را خوانده‌اند و در بین آن تعداد معدود هم که آن را مطالعه کرده‌اند تعداد بسیار انگشت شماری وجود دارند که به کلمات آن کتاب معنای صحیح و وسیعی را که شایسته آن است بخشیده‌اند.»[۲]
  • «اسلام نمودی چون یک خانه و یا به بیان قرآن دارالسلام دارد. در حقیقت هم اسلام مثل یک خانه به نظر می‌رسد. خانه شرقی محکمی که از سنگهای محکم و خوش‌نقش مرکبی ساخته شده و با استحکام فراوان بر پایه محکم شهادتین و چهار اصل محکم «نماز، زکات، روزه و حج» قرار دارد… ما به تحسین معماری این بنا می‌پردازیم، هر چند در نگاه اول آن را بسیار ساده و غیر پیچیده می‌بینیم. اما هنگامی که به این بنای عظیم وارد می‌شویم، در داخل آن با باغهای بزرگی روبه رو می‌شویم که حقیقتاً شبیه به باغهای بهشت‌اند. آبها و چشمه‌سارهای فراوانی که رهگذران خسته و از راه رسیده را تازه و شاداب می‌سازند. در آنجا همچنین با "حریم مقدس" روبه‌رو می‌شویم، اقامتگاه مقدس خانمها، جایی که هیچ غریبه‌ای به آن راه ندارد. زیرا مکان مقدس عشق و اتحاد است.»
  • «تصویری که من از اسلام دارم نه تنها محصول دهها سال اشتغال مداوم با فرهنگ، ادبیات و هنر اسلامی است بلکه خود آن را در تمام جهان اسلام و از همه طبقات مسلمانان برداشت کرده‌ام.»
  • «قلب انسانی در اشتیاق نیم نگاهی به محضر خداوندی است- هرچند که خداوند فراسوی همه اشکال و تصورات قرار دارد- با این حال انسان امیدوار است که به نحوی از انحاء ممکن، قدرت خداوند واحد را "لمس " کند.»
  • «مسلمانان با برداشتی عرفانی معتقدند که هریک از مخلوقات الهی، با لسان الحال خویش به تسبیح خداوند مشغول می‌باشند. از این رو همه جهان را در یک نور دینی مشاهده می‌کنند.»
  • «هنگامی که در دهه ۱۹۵۰ میلادی در دانشکده الهیات آنکارا به تدریس تاریخ ادیان، مشغول بودم سعی می‌کردم به محصلین خویش تمایزی را که رودلف اوتو بین راز هیبت و جلال و راز زیبایی وجمال قائل می‌شود توضیح دهم، ناگهان یکی از دانشجویان بپاخاست و با غرور گفت «جناب استاد، ما مسلمانان این مطلب را قرنهاست که می‌دانیم. خداوند دو وجه دارد: یکی جلال، شکوه، قدرت و غضب وی و دیگری جمال، محبت و رحمت خداوندی» از آن زمان به بعد اندیشه نگرش و برخورد به اسلام از یک زاویه پدیدارشناسانه همواره در ذهن من وجود داشته‌است، بخصوص که می‌دیدم اسلام در چند کتاب عمده معدودی که در این رشته وجود داشته، به صورت بسیار بدی عرضه شده بود.»
  • «من معتقدم که نگرش پدیدارشناسانه برای شناخت و درک بهتر اسلام کاملاً مناسب است. به ویژه الگویی که فردریش هایلر در اثر جامع خویش، صور و ماهیت ادیان به وجود آورده‌است. چرا که وی می‌کوشد ابتدا با مطالعه پدیده‌ها وسپس سطوح عمیق‌تر و عمیق‌تر بازتاب‌های انسانی در مقابل الوهیت (ذات الهی) به کانون یا قلب یک دین وارد شود تا اینکه به درونی‌ترین امر مقدس هر دین دست یابد، امر مقدس یا خدای انتزاعی آن دین.»
  • «...[زمان دریافت جایزه مطالعات اسلام] من از قبول چنین جایزه‌ای صرف‌نظر نکردم، زیرا در مقابل شرق‌شناسانی که در خلوت و سکوت زحمت مکالمات و مباحثات متقابل را به جان خریده و به عهده دارند، احساس مسولیت می‌کردم وهمچنین نسبت به تمام کسانی که در جهان اسلام کارکرده و زحمت کشیده و با نیت‌های متعالی خود را در راه تفاهم متقابل شرق و غرب به کار می‌برده‌اند، هدفی که من نیز بیش از نیم قرن از زندگی و عمر خود را مصروف آن داشته‌ام.»

اب‍ع‍اد عرفانی اس‍لام[ویرایش]

  • «دختر دانشجوی آمریکایی در ستون مذهب پرسشنامه ای که برای بررسی آماری در درس پدیدارشناسی ادیان داده بودند، نوشته بود صوفی. از او پرسیدم صوفی؟ یعنی منظورم آن است که چه می‌کنید؟ دخترک پاسخم داد سماع می‌کنیم و شعرهای رومی می‌خوانیم! ببینم زبان فارسی را که بلد هستید؟ این بار پاسخی چنین داد: نه، برای چه؟ شعرهای رومی را که به انگلیسی هم ترجمه کرده‌اند!»[۳]

شکوه شمس[ویرایش]

  • «عشق از خداوند سر چشمه می‌گیرد. قدیم است و در ازلیت و ابدیت با او برابر. اگر آدمی به ندای عشق لبیک گوید می‌تواند به تدریج به اخلاق الهی متخلق گردد و بدین طریق به معشوق تقرب یابد زیرا برترین وصف حق عشق است نه خوف؛ و از اینرو عاشق پیش از این نشعه به سعادت جاوید می‌رسد.»[۴]
  • «رومی در نقطه عطف توسعه عرفان اسلامی قرار دارد که همه جریان‌های قبلی به نقطه اوج خود رسیده‌اند و راه را برای جریان‌های آینده و جدید آماده کرده‌اند تا بتوانند آغازگر حرکت‌هایی مهم باشند.»
  • «گستره شعر رومی آن قدر وسیع است و از نظر جنبه‌های مختلف تجربه عرفانی به قدری غنی است و در عین حال به قدری انسانی که جای تعجب ندارد. آثار عظیم او طی قرن‌ها بارها تفسیر شده‌است و بخش عظیمی از شعر عرفانی اسلام از او متأثر گردیده‌است و شگفت‌انگیز نیست که اشعار او در گستره امپراتوری عثمانی و یا در سواحل هندوستان و شرق بنگلادش و یا در سراسر گیتی خوانده شود.»

دربارهٔ او[ویرایش]

  • «آنه ماری شمیل زنی است که هم تحسین شده و هم دشنام شنیده‌است. در مناطقی از جهان اسلام همانند قدیسه ای مورد تکریم قرار گرفته، در سرزمین خودی اما به سبب اظهارات بی مهابایش در مورد سلمان رشدی همانند ساحره ای مطرود، تحت رنج و فشار قرار گرفته‌است.»

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. آنه ماری شیمل، بازتاب اسلام:ب‍ان‍وی ب‍زرگ خ‍اورش‍ن‍اس در گ‍ف‍ت‍گ‍و ب‍ا ف‍ل‍ی‍س‍ی‍ت‍اس ف‍ون ش‍ون‍ب‍ورن، ترجمهٔ بهاالدین بازرگانی گیلانی، نشر شور، ۱۳۸۵.
  2. آنه ماری شیمل، ت‍ب‍ی‍ی‍ن آی‍ات خ‍داون‍د: ن‍گ‍اه‍ی پ‍دی‍دارش‍ن‍اس‍ان‍ه ب‍ه اس‍لام، ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶.
  3. آنه ماری شیمل، اب‍ع‍اد عرفانی اس‍لام، ت‍رج‍م‍ه ع‍ب‍دالرحیم گ‍واهی، ت‍ه‍ران: دف‍ت‍ر ن‍ش‍ر ف‍ره‍ن‍گ اس‍لامی‌‏، ۱۳۷۴.
  4. آنه ماری شیمل، شکوه شمس، ترجمهٔ حسن لاهوتی، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۹.
  5. در کتاب بازتاب اسلام:ب‍ان‍وی ب‍زرگ خ‍اورش‍ن‍اس در گ‍ف‍ت‍گ‍و ب‍ا ف‍ل‍ی‍س‍ی‍ت‍اس ف‍ون ش‍ون‍ب‍ورن.