آفرین لاهوری

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فقیرالله لاهوری با تخلُّص آفرین (۱۰۷۰-۱۱۵۴) شاعر فارسی‌زبان هندی بود.

گفتاوردها[ویرایش]

سخت دشوار است تعمیر دل دیوانه‌ها      خانه بر دوش رم سیل‌اند این ویرانه‌ها
برنمی‌تابد خلل جمعیت روشندلان      کی شود از خوشهٔ پروین پریشان‌دانه‌ها
آه مظلومان اثر دارد اثر، هشیار باش      نیست بی‌تعبیر ظالم خواب این افسانه‌ها
حسن را در اضطراب آرد شکوه عجز عشق      شمع می‌لرزد بخویش از شوخی پروانه‌ها
فیض عشرت آفرین در گردش افلاک نیست      از می بی‌نشأه پر کردند این پیمانه‌ها
* * *
در دل سوخته یاد گل رخساری هست      کف خاکسترم آیینهٔ گلزاری هست
رفتی و بی‌تو چمن حلقهٔ ماتم گردید      هر گلی در نظرم دیدهٔ خونباری هست
این‌قدر می‌شود از جلوهٔ خوبان معلوم      عالم آینه نیرنگی دیداری هست
بیدلان رفته بیک گردش چشمت از خویش      دهر مدهوش ز بی‌تابی بیماری هست
چاک دامان و گریبان تو بی‌چیزی نیست      آفرین در نظرت شوخ ستمکاری هست[۱]

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. ذبیح‌الله صفا. تاریخ ادبیات ایران. ج. چهارم. چاپ هفتم. تهران: انتشارات فردوس، ۱۳۸۹. ۴۷۵. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۳۲۰۴۷۵۴.