جعفر بن محمد

از ویکی‌گفتاورد
(تغییرمسیر از جعفر صادق)
پرش به: ناوبری, جستجو

Bismillahir Rahmanir Rahim



امامان شیعه اثناعشری
القاب
علی بن ابیطالب · حسن · حسین

سجاد · محمد باقر · جعفر صادق
موسی بن جعفر · رضا · جواد
هادی · حسن عسکری · مهدی


جعفر بن محمد، ششمین امام شیعیان و پایه گذار این مذهب، فرزند محمد باقر و ام‌فروه‌است. او در ۱۷ ربیع الاول ۸۳ هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود. بعدها نزد شیعیان به جعفر صادق ملقب شد.فقه شیعه عمدتاً بر روایات به‌جای مانده از او مبتنی‌ست، به همین جهت مکتب فقهی شیعیان دوازده امامی را مذهب جعفری نیز می‌نامند.او توسط منصور دوانیقی، خلیفه عباسی مسموم شد و در ۲۵ شوال ۱۴۸ هجری قمری در سن ۶۵ سالگی در مدینه درگذشت. محل دفن وی قبرستان بقیع است.

فهرست مندرجات

[ویرایش] دارای منبع

[ویرایش] گذر عمر

  • جوانی (فرصت نیکو) و (نسیم رحمت) است که باید به خوبی از آن بهره جست و با زیرکی , ذکاوت و تیز بینی آن نعمت خداداد را پاس که این فرصت, (ربودنی) و (رفتنی) است وضایع ساختن آن, چیزی جزغم, اندوه و پشیمانی را برای دوران پس ازآن به ارث نمی‌گذارد.
    • بحارالانوار, ج ۷۸, ص ۲۶۸
  • به هرکس فرصتی دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت کامل آن را تإخیر اندازد, روزگار همان فرصت را نیز از او برباید, زیرا کار ایام, بردن است و روش زمان, از دست رفتن.
    • بحارالانوار, ج ۷۸, ص ۲۶۸

[ویرایش] محاسبه روزانه نفس

  • بر هر مسلمانی که ما را بشناسد سزوار است که در هر شبانه روز عملش را برخود عرضه کرده,بازنگری کند و خود حسابگر خـویـش باشـد, اگر نیک بود بر آن بیفزاید و اگر گناه دیـد از آن آمـرزش خـواهـد تـا ایـن که روز قیـامت رسـوا نشـود.
    • تحف العقول , ص ۳۰۱

[ویرایش] استقامت

  • اگر شیعیان ما استقامت می‌ورزیدند, هرآینه فـرشتگان با آنها دست می‌دادند وابر بر آنها سایه می‌انداخت و در روزمـی درخشیدنـد و از فـراسر و زیر پای خـود روزی می‌خـوردنـد و چیزی از خـدا نمـی خـواستنـد, مگـر ایـن که به آنها مـی داد.
    • تحف العقول , ص ۳۰۲

[ویرایش] عاقبت نیرنگ و حسادت

  • هر که با برادرش نیرنگ ورزد و او را کوچک شمارد و با اوبستیزد,خداوندآتش را جایگاهش گرداند, وهر که برمومنی حسد ورزد, ایمان در دلـش آب شود, چنان که نمک در آب حل شود.
    • تحف العقول , ص ۳۰۳

[ویرایش] پارسایی, کوشش و کمک به مومنان

  • مسلکها و مذهبها شما را نبرند , به خدا سـوگند به ولایت ما نتوان رسید جز با پارسایـی وکـوشـش در دنیا , و یاری دادن برادران برای خدا. و کسی که به مردم ستم کند, شیعه مانیست.
    • تحف العقول , ص ۳۰۳

[ویرایش] نتیجه اعتماد به خدا

  • هرکه به خدا اعتماد ورزد, خدا مهم دنیا وآخرتش را کفایت کند و هرچه از او غایب است برایـش حفظ کند. درمانـده وناتـوان است هرکه برای هـر بلا صبری , و بـرای هـر نعمت شکـری و بـرای هـر دشـواری آسـانـی ای ندارد.
    • تحف العقول , ص ۳۰۴

[ویرایش] دیگر

  • سه چیز است که محبت آورد: قـرض دادن وفـروتنـی و بخشـش.
  • سه چیز است که دشمنـی مـیآورد: دو رویـی , ستـم و خـودبینـی .
  • «سه چیز است که همه مردم به آنها نیاز دارند: امنیت ، عدالت و آسایش»
  • سه چیز است که دلیل بزرگواری شخص است : خوشخویی, فرو بردن خشم , و فرو هشتن چشم
  • سه چیز است که در آن بلاغت و شیـوایـی است: معنی مقصود را رساندن, و از سخـن بیهوده دوری جستـن , و بـا لفظ کم, معنـی بسیـار را رسـانـدن.
  • سه چیز است که در هـر که بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ,گذشت از بدکـردار, کمک و صله رحـم بـا جـان و مـال.
  • سه کس اند که شناخته نشوند جز در سه جا: بـردبار شناخته نشـود جز به هنگام خشـم , وشجاع شناخته نشـود جز به وقت نبـرد , وبـرادر و دوست شنـاخته نشـود جز به وقت نیاز.
  • سه چیز است در هر که باشد منافق است, اگر چه روزه بدارد ونماز بخواند: آن که چون سخن گوید دروغ گوید , و چون وعده کند خلاف ورزد و چون امنیش دانند خیانت نماید.
  • نجات در سه چیز است , زبانت را نگهداری و در خانه ات بمانی ! و بـر خطایت پشیمان شوی.
  • انـس در سه چیز است: زن مـوافق و فـرزنـد نیکوکار و دوست خالص و بـا صفـا.
  • اگـر مـردم از سه چیز در سلامت بـاشنـد, سلامت کـامل خـواهنـد داشت: زبان بد ودست بد و کاربد.
  • احسان و نیکی کامل نباشد, مگر با سه خصلت: شتاب در آن , کم شمردن بسیار آن و منت ننهادن بر آن.
  • سه کس زندگی را تیره کنند: زمامدار ستمگر , وهمسایه بد وزن بی شرم و بدزبان
  • اسلام برهنه است, لباسش حیا و زیورش وقار و جوانمـردیاش عمـل صالـح و ستونـش پارسایی می‌باشد , وبرای هر چیزی پایه‌ای است و پایه اسلام دوستی , ما اهل بـیت است .
  • امروز در دنیا کاری کن که به وسیله آن امیـد کـامیـابـی در آخـرت را داری.
  • در روزقیامت کسی نماند که یک کلمه به مومنی ازدوستان ما کمک کرده بـاشد, جزاین که خـداونـد او را بـی حسـاب به بهشت داخل گـرداند.
  • از ریا کاری بپرهیز که عملت را از بین برد واز جدال بپرهیز که هلاکت گرداند وازخصـومتها و دشمنیها بپـرهیز که تـو را از خـدا دورکنـد.
  • چون خدا خیر بنده‌ای را خواهد روحش راپاک گرداند, به طوری که هیچ معروفی به گوشش نرسد, مگر آن که آن را بفهمد و هیچ منکری را نشنود, جز آن که زشتـش داند و سپـس کلمه‌ای به دلـش الهام کنـد که کـارش را بـدان فـراهـم آرد.
  • از پـروردگارتان عافیت بخـواهید و نرمش و وقار و آرامـش حیا را حفظ کنیـد.
  • زیاد دعا کنید, زیرا خداوند بندگان دعا کـن خود را دوست دارد و به بندگان مومنـش وعده اجابت داده است, وخداوند در روز قیامت دعای مـومنان رااز کردارشان محسـوب دارد و ثـوابـش را بـا بهشت فزاید.
  • از حسـد ورزی به یکـدیگـر بپـرهیزیـد, زیـرا ریشه کفـر, حسـد است.
  • با احمق مشورت نکن, واز دروغگو یاری مجو,و به دوستی زمامداران اعتماد مکن.

[ویرایش] پیوند به بیرون

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار