استانیسلاو یرسی لخ

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
استانیسلاو یرسی لخ

استانیسلاو یرسی لخ (۶ مارس، ۱۹۰۹ - ۷ مه، ۱۹۶۶)، طنزنویس لهستانی.

دارای منبع[ویرایش]

  • «از بیشتر کتاب‌ها فقط چند نقل‌قول باقی می‌ماند. چرا از اول نقل‌قول‌ها را ننویسیم؟»
    • افکار دست‌نخورده
  • «بیشتر مردمان قاتل هستند؛ آن ها انسان درون خود را می‌کشند.»
    • افکار دست‌نخورده
  • «اگر من دوباره به دنیا بیایم، فورأ شناسنامه‌ام را به اسم عوضی خواهم گرفت.»
    • گلچین متأخر افکار دست‌نخورده
  • «راستش را بخواهید، ما آمادهٔ پذیرش همه نوع بلای ناگهانی هستیم، اما چیزهای روزمره، فاجعه‌وار به سرمان خراب می‌شوند.»
    • افکار دست‌نخورده
  • «عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی به راحتی تبدیل به اعدامی می‌شوند. طناب مورد نیاز را خودشان دارند.»
    • افکار دست‌نخورده
  • «قدرت، اکثرأ دست به دست می‌گردد، نه سر به سر.»
    • به دشمنان خود عشق بورزید، شاید بدنام شوند

بدون منبع[ویرایش]

  • «آیا این را تمدن می نامید، وقتی که یک آدمخوار از کاردو چنگال استفاده کند؟»
  • «انسان: - افسر مخلوقات. حیف، که افسری از جنس خار است.»
  • «اول کلمه بود- در پایان کلمات.»
  • «بیشتر مجسمه‌ها توخالی هستند.»
  • «دلال‌های اتومبیل، اتومبیل می‌فروشند، شرکت بیمه، بیمه می‌فروشد. و نمایندگان مردم؟؟»
  • «دوست، شخصی است که صمیمانه به تو ضرر می‌زند.»
  • «قانون اساسی یک کشور باید طوری تنظیم شود که باعث نابودی قانون اساسی ملت نشود.»
  • «کسانی که از زمان خود پیشی گرفتند، می بایستی در اقامت‌گاه‌های نامساعد در انتظار رسیدن زمان سکونت کنند.»
  • «کسی که از یک تراژدی جان سالم به در برد، قهرمان آن حادثه نبوده است.»
  • «من با ریاضی موافقتی ندارم. من معتقدم که حاصل جمع صفر، عدد خطرناکی است.»
  • «من به فلاسفه‌ای که روی سر دیگران موشکافی می‌کنند، آن‌هم با یک تبر، علاقه‌ای ندارم.»
  • «هرکه دنبال یافتن بهشت برروی زمین است، سر کلاس جغرافی خواب بوده.»
  • «هرگاه خنده از لب انسان ها محو شد، طنزگوها به دنیا می‌آیند.»