یوسفعلی میرشکاک
ظاهر
یوسفعلی میر-شکّاک (۱۹۵۹، شوش) شاعر، نویسنده و طنزپرداز ایرانی است.[۱]
گفتاوردها
[ویرایش]| در آستان وحشت از پایان پذیرفتن | دیگر چه سود از داستان تازهای گفتن | |
| وقتی چراغِ آخرِ این خانه خاموشیست | آن بِه که باشد سرنوشتم ناگهان خفتن | |
| دارد زبان من گره در ناخن تدبیر | گوش تو با تقدیر دارد عهد نشنفتن | |
| نفرین به من، اما چه باید کرد؟ کوتاه است | دست غبار از آسمان خاطرت رُفتن | |
| پاییزم، آری! محض پاییزم، چه میگویی؟ | شاید تماشایی ندارد باغ نشکفتن | |
| ای موج! زنجیر تو را دریا به کف دارد | بیهوده با ساحل چرا باید برآشفتن[۱] |
منابع
[ویرایش]- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. دوازدهم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۳۱۰. شابک ۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.