کشاورزی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

کشاورزی

گفتاوردها[ویرایش]

کشاورزی
زارعی را که شد خدا یارش      بذر خود زودتر به موقع کاشت
هر گیاهی که رست بیجا، کَنَد      خاک بد را به کود خوب انباشت
تا بگردد ز وحش و طیر ایمن      دشت‌بانی به کشت خویش گماشت
هم درو کرد زود و هم کوبید      پاک کرد و به خانه برد و گذاشت
سود برد و زیان ندید آنکو      زودتر کشت و زودتر برداشت
محمدهاشم میرزا افسر [۱]

منابع[ویرایش]

  1. پارسا تویسرکانی، عبدالرحمان. دیوان شیخ الرئیس افسر. نشر پارت، سلسله نشریات «ما»، چاپ دوم ۱۳۶۲.