پگاه احمدی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

پگاه احمدی (۱۹۷۴، تهران) شاعر، منتقد ادبی و مترجم ایرانی-آلمانی است.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «در زمانه‌ای به سر می‌بریم که دیگر نمی‌شود تعریفی را مطلق کرد. همه چیز نسبی ست. کثرت، گوناگونی و تضادهاست که زیبایی شناسی‌ها را سامان می‌بخشد. چه چیز، نسبت به چه چیز؟ این پرسشی ست که همواره از خود می‌کنم.»[۱]
  • «من شاعری هستم که ذات نوشتن‌اش در شعر، عمدتاً در پیوند با اسطوره‌های ایرانی، اشاره‌های تاریخی و ارجاعات میهنی به هویت می‌رسد.»[۱]
  • «باز سرسامِ کدام سلسله در من، / سرداب و سردخانه و سوگ است؟ /کدام بزنگاه؟ / دوباره نستعلیق، / دعوت به مراسم گردن زنی ست!/در این جریده، تا ابد، جُرم ایم / و این خطابهٔ تدفین هنوز، / پر از خرابهٔ طاهاست. /باز، خاوران، خونی ست / وَ در بلندیِ تهرانِ بادگیر / به هر گداری زدم، گروگان بود!/کدام بزنگاه؟ / اینجا که بی‌هوای تو باید / شب را تکه‌تکه آتش زد!/وقتی از آن کتیبهٔ متروک، / تنها صدای نوحه می‌آید / صدای داربستِ آنهمه اعدام، / الله و اکبر شکستهٔ آن پشت بام / و ما که در این شعر، محرمانه، تحریم ایم!...»[۱]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ««تهران، یعنی لبخندهای من زخم است»». ایران امروز. ۰۴٫۱۲٫۲۰۱۱. بازبینی‌شده در ۱۲-۰۲-۲۰۱۷. 
Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ