پرویز ناتل خانلری

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

پرویز ناتل خانلری (فوریه ۱۹۱۴، تهران۲۳ اوت ۱۹۹۰) ادیب، سیاست‌مدار، زبان‌شناس، نویسنده و شاعر ایرانی بود.[۱]

Khanlari.jpg

گفتاوردها[ویرایش]

بوسهٔ عید
گفتمش بوسه دهی؟ گفت «هنوز       موسم آن نرسیده‌ست مرا
بهر تبریک ببوس از من روی       چون به نوروز دهی، دست مرا»
گفتمش «موعد یک ساله بُتا       مدتی سخت مدید است مرا
جان من بوسه بده عذر میار       دیدن روی تو عید است مرا»[۱]
  • «برای هر کس که به راه تازه‌ای می‌رود خطر گمراهی هست، فقط آنان که به جای خود ایستاده‌اند هرگز گمراه نمی‌شوند.» شعر نو: مجلهٔ سخن، دورهٔ اول، شمارهٔ نهم و دهم (تیر ۱۳۲۳) ص ۴۶۱–۴۶۵
  • «من هرگاه چهرهٔ نجیب و مهرانگیز یک افغانی را می‌بینم و آهنگ دلنشین فارسی او را می‌شنوم میل دارم که سر به زیر بیندازم. گویا در نگاه پرمحبتش گله‌ای هست و به زبان حال می‌گوید: «برادر عزیز، مرا کم می‌شناسی و کم دوست داری»» همسایگان ناشناس: مجلهٔ سخن، دورهٔ چهارم، شمارهٔ پنجم (فروردین ۱۳۳۲)، ص ۳۴۹–۳۵۹
گشت غمناک دل و جان عقاب       چو ازو دور شد ایام شباب
دید کش دور به انجام رسید       آفتابش به لب بام رسید
باید از هستی دل برگیرد       ره سوی عالم دیگر گیرد…

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. دوم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۱۲۶۲. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.