پایی که جا ماند

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

پایی که جا ماند مجموعه‌ خاطرات ناصر حسینی‌پور از دوران اسارتش در جنگ ایران و عراق است.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «جنگ آن‌قدر طول کشید که بزرگ شدم.» ص ۱
  • «عراقی‌ها حق داشتند اصطلاح بی‌دست و پا را برای فرماندهان ما به کار ببرند... مرتضی باقری یک دست نداشت... هوشنگ جووند یک پا نداشت...سید علی صالح یک دست نداشت... محمد افشین انگشت‌هایی از دست راستش بریده شده بود.» ص ۲۱۳[۱]

منابع[ویرایش]