نورالدین کیانوری

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Noureddin Kianouri.jpg

نورالدین کیانوری (۱۹۱۵–۱۹۹۹) معمار و رهبر سیاسی ایرانی است.

گفتاوردها[ویرایش]

مذهب[ویرایش]

  • اکثریت و بیشتر کسانی که هوادار حزب توده ایران هستند مذهبی اند؛ کارگران و دهقان اند انقلاب اکتبر را اکثریت کسانی که به پیروزی رساندند مذهبیها بودند؛ دهقانهایی بودند که مذهبی بودند؛ کارگرانی بودند که مذهبی بودند رهبری انقلاب اکتبر، رهبری مارکسیسم بود، ولی انقلاب اکتبر را صد میلیون نفر به پیروزی رساندند؛ انقلاب اکتبر را ده هزار نفر کمونیست به پیروزی نرساندند. جنگ داخلی شده است که چند سال طول کشیده است. چه کسی این جنگ را راه انداخته؟ چه کسانی علیه ارتجاع جهانی و ارتجاع داخلی و سرمایه داری و تزاریسم و غیره جنگیدند؟ تمام آنها تود ه‌های وسیع مسلمانان بودند. توده‌های وسیع معتقدین به مذهب بودند.[۱]
  • پیشنهاد ما اینست که طرف جمهوری اسلامی نمایندگانی انتخاب شوند برای دیدار از بخصوص کشور اتحاد جماهیر شوروی که یک جمعیت و یک منطقه وسیع مسلمان نشین دران وجود دارد، تا امکان مراوده فکری بین رهبران جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان آنجا، و تمام جامعه شوروی به طور وسیعتری پیدا و بر قرار بشود. این پیشنهاد ماست.[۲]
  • پیشنهاد دومم اینست که از طرف جمهوری اسلامی، هیاتهای برای تحقیق و شناخت کشورهای سوسیالیستی مشرق اروپا، ویتنام، کوبا و اعزام شوند و نحوه برخورد آنها با همین مسائلی که دانستنش مورد علاقه آقای دکتر بهشتی است بررسی وشد و معلوم شود که آنها نسبت به مسئله مذهب چگونه برخورد می‌کنند؛ نسبت به اعتقادات مذهبی و نسبت به تبلیغات مذهبی از طرف مردم چگونه برخورد می‌کنند … به این ترتیب من خیال می آنم که عمل در اینجا راه روشنگری است، یعنی مراورده وسیع بین جامعه اسلامی ایران و کشورهای سوسیالیستی، و بویژه کشورهای شوروی که دارای یک ناحیه بزرگ و یک جمعیت بزرگ مسلمان نشین است این کار خیلی کمک خواهد کرد به روشن کردن مسائل.[۳]

مناظره با محمد حسینی بهشتی[ویرایش]

  • شکوفایی جمهوری اسلامی نوبنیاد ایران، تنها در صورت شرکت آزاد و فعال همه نیروهای خلق، یعنی توده‌های ده‌ها میلیونی کارگردان و دهقانان و پیشهوران و روشنفکران زحمتکش، در تعیین سرنوشت کشور امکا پذیر است هر گونه کوشش برای تحمیل نظریات قشری و تن گنظرانه، حرکت جامعه را به سوی شکوفایی تا حد فلج کردن آن کند خواهد کرد.

۱- تأمین حقوق و آزادیهای مردمی وقتی میسر است که همه سازمانهای اجتماعی و سیاسی و صنفی مردمی و مترقی، بدون هیچگونه محدودیت و تبعیض، امکان فعالیت آزاد و برابر برای نشر و تبلیغ نظریات خود داشته باشند، و به هیچ گونه انحصارطلبی و اعمال فشار و تحمیل نظریات و تبعیض از سوی هیچ مقامی و فردی راه داده نشود، و هرگونه تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی افراد و سازمانها، از سوی هر مقام، مورد پیگیرد قانونی قرار گیرد.

۲- قانون اساسی جمهوری، که یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب شکوهمند میهن ما است و از همین رو مورد تأیید حزب تودة ایران قرار گرفته، چهارچوب مناسبی را برای تأمین و تضمین این آزادیها به وجود آورده است ولی این قانون خالی از برخی نارساییها و کمبودها نیست برای از بین بردن این کمبودها باید این قانون در جهت تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی تود ه‌های محروم، در جهت غیرممکن ساختن هرگونه دستبرد به این حقوق، تکمیل گردد.[۴]

  • در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی و تکمیل آن، باید آزادی عقیده، آزادی دین، بیان، قلم و مطبوعات، اجتماعات، احزاب، اتحادیه‌های صنفی، سکونت، مسافرت، انتخاب شغل، حق اعتصاب برای زحمتکشان، و آزادی دفاع در محاکم و مصونیتهای فردی، به طور خدشه ناپذیر تأمین گردد و هرگونه دستبرد به این آزادیها مورد پیگرد قانونی قرارگیرد مواد قانون اساسی در مورد تشکیل شوراها به عنوان ارگانهای اعمال حاکمیت محلی، از روستا تا استان، باید بدون خدشه به مورد اجرا درآید زنان میهن ما که سهم عظیمی در پیروزی انقلاب داشت هاند و هم اکنون برابر با مردان در پاسداری از انقلاب حماسه می‌آفرینند، با کمال تاسف علاوه بر محرومیتهایی که بر همه محرومان جامعه تحمیل شده، فشار طاقت فرسای یک رشته محرومیتهای اجتماعی اضافی را به عنوان زن به دوش می‌کشند با آنکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی مقام زن مورد ستایش قرار گرفته است، ولی در عمل، این محرومیتها نه تنها از بین نرفته، بلکه بر اثر عمل قشریون و واپسگرایان برآن افزوده شده است واقعیت این است که زنان کشورما، هنوز هم نیمة محرومتر جامعه ما را تشکیل می‌دهند {رمز} شکوفایی میهن ما، در تأمین برابری کامل زنان با مردان در همة میدانهای زندگی اجتماعی است.[۵]
  • چیز دیگری که در بحث گفته شد و ما با آن اختلاف نظر نداریم، و من خیال می‌کنم که در توضیح باید به آن توجه کرد، این است که آقای دکتر بهشتی گفتند اسلام به انسان می‌گوید تو از همة قیود و جبر اجتماعی آزادی. بلکه می تواد آزاد باشد حق آزادی از این قیود را دارد انسانی آه در جنوب شهر تهران در زاغه زندگی می آند، تابع یک جبر جامعة ماست شرایط جامعة ما او را مجبور آرده آه در زاغه زندگی بکند، در عین حال که هزاران اتاق مجلل قشنگ، تمیز، با آب گرم و آب سرد، در شمال تهران خالی است آنچه ما می‌گوییم این است آه انسان در شرایط جبر قرار گرفته است جامعه او را مجبور می آند به آن چیزی که نمی‌خواهد تن دهد او دلش می‌خواهد حق داشته باشد برود آنجا در آن اتاق تمیز و گرم زندگی بکند، ولی جبر جامعة کنونی ما، حتی در جمهوری اسلامی، نمی‌گذارد او برود در آنجا زندگی بکند او حق آزادی دارد کاملاً اسلام این حق را به او می‌دهد وای همین جمهوری اسلامی، این حق را برای او تأمین نکرده که او برود و بتواند در آنجا زندگی کند و از آن زاغه، از داخل آن کثافت و آشغال، درآید به این ترتیب، در اینجا هم موافقم آه انسان حق آزادی از تمام قیود را دارد او برای این حق باید مبارزه بکند تا مبارزه نکند نمی‌تواند این قیود را از بین ببرد و آن جبر جامعه را از بین ببرد ولی انسان تابع این جبر است از پنج نفری آه اینجا نشست‌هایم، فکر م یکنم سه نفر ما در زندان بوده‌ایم این جبر اجتماعی، ما را گرفته و به زندان انداخته است این جبر است جبر جامعه ما را مجبور آرده بود در زندان باشیم ما حق آزادی داشتیم، مایل به آزادی بودیم؛ و برای آزادی مبارزه می آردیم ولی تا این مبارزه برای آزادی، اکثریت جامعه را نگیرد، اقلیت تابع این جبر است و این جبر به او تحمیل می‌شود این جبر سیاسی است این جبر اقتصادی است، اآثریته نمونه اش را گفتیم جبر فرهنگی است جبر ملی است تمام این جبرها واقعیت جامعة ماست.[۶]

کیانوری خبر کودتای نوژه[ویرایش]

  • در چند مورد که خبر حساس و مهم بود، آقای کیانوری یا آقای محمدعلی عمویی یا آقای ابوعبدالله خبر را می‌آوردند که معمولاً در نامه‌ای با مهر رسمی حزب توده یا امضای دبیر اول آن، آقای کیانوری بود. به خاطر دارم که دو - سه بار آقای کیانوری با نام یک حاجی بازاری، که در سفر حج با من هم کاروان بود، از دفتر وقت گرفته بود. آقای کیانوری با عصا و کلاه‌شاپو و شال در هیئت حاج‌آقا بازاری به دفتر من آمد و منشی و افراد دفتر من او را حاج‌آقا خطاب می‌کردند، اما من دیدم ایشان آقای کیانوری است. (مقاله تریخ ایرانی، خسروشاهی: کیانوری خبر کودتای نوژه را داد)
  • مورد بسیار مهم دیگر خبر کودتای نوژه بود. آقای کیانوری به دفتر من آمد و گزارش و تاریخ و محل اجتماع افسران در پارک لاله، بمباران جماران و غیره را به من داد. من باز هم باور نکردم اما کیانوری اصرار داشت که این خبر جدی و حتمی است. کیانوری گفت: «بانویی که قرار است اعلامیهٔ پیروزی کودتا را بخواند، عضو حزب ماست و این اطلاعات کامل و دقیق است.» من بلافاصله به جای دفتر شهید قدوسی به بیت امام رفتم و کپی گزارش را به احمدآقا دادم که نخست ایشان نیز باور نکرد. مرحوم اشراقی که در بیرونی حضور داشت، با لحن تندی به من گفت: «شما هم هر مزخرفی را که این‌ها می‌گویند باور می‌کنید؟» من هم با ناراحتی گفتم: «جناب اشراقی! من اطلاعی را که به دستم رسیده به احمدآقا دادم و در درستی و اشتباه بودن آن نظری ندارم. این‌ها می‌گویند که قطعی است و محل و تاریخ آن را هم نوشته‌اند. ان‌شاءالله که دروغ باشد!» (مقاله تریخ ایرانی، خسروشاهی: کیانوری خبر کودتای نوژه را داد)

کیانوری خبر حملهٔ عراق[ویرایش]

  • آقای کیانوری در این دیدارها دو گزارش بسیار مهم به من داد:

مورد اول خبر حملهٔ قریب‌الوقوع عراق به ایران بود. کیانوری می‌گفت دوستان ما در حزب شیوعی (حزب کمونیست عراق)، این اطلاعات را در اختیار حزب ما قرار داده‌اند و او وظیفهٔ خود دانسته که فوری بیاید و خبر را توسط من به مقامات اطلاع دهد. من به آقای کیانوری گفتم آقای کیانوری شما باور دارید که عراق بتواند به ایران حمله کند و دوستان شما اشتباه نمی‌کنند؟ آقای کیانوری با قاطعیت گفت این حمله قطعی و حتمی است و دوستان ما موثق هستند. (مقاله تریخ ایرانی، خسروشاهی: کیانوری خبر کودتای نوژه را داد)

کیانوری در مورد نفوذ کشمیری[ویرایش]

  • آیت‌الله خسروشاهی هم در همان گفت‌وگو می‌گوید که کشمیری دوباره به او مراجعه کرده و دنبال وسایل شنود مختلف و مسایل جمع‌آوری اطلاعات مخفی بوده اما چون او را بی‌ارتباط با این مسایل می‌دانسته چیزی در اختیارش نمی‌گذارد. «خسروشاهی» در ادامه به موضوع جالبی اشاره می‌کند و آن اینکه حزب توده در جریان وابستگی کشمیری به سازمان بوده و بر همین اساس کیانوری به او هشدار می‌دهد که «کشمیری برای سازمان خاصی کار می‌کند و به همین علت نمی‌خواهد اطلاعات دست‌اول به دیگران برسد تا در مواردی که سازمان او صلاح نمی‌داند اقدامی نشود.» (مقاله؛ پس از سی سال کشمیری در آلمان رویت شد! همه چیز در مورد مسعود کشمیری)

دستگیری اعضای فرقان[ویرایش]

  • نورالدین کیانوری دبیرکل حزب توده در مورد فرقان گفته بود: «ما اطلاعات موثقی داریم که نمی‌توانیم منبع آنها را فاش کنیم. این سازمان (فرقان) پیش از انقلاب برای ترور رهبران سیاسی مخالف رژیم شاه به وجود آمده بود اما آن برنامه شکست خورد و ترورهای کنونی ادامه فعالیت‌های ساواک است. خط قرمز ارتباط بین «فرقان» و ساواک پیدا شده است. ما این خبرها را از یک منبع دقیق به دست آورده‌ایم، اما نمی‌خواهیم آن را معرفی کنیم.» (تهران مصور شماره ۱۶جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ ص۹)

عملیات طبس (نامه کیانوری به خوئینی‌ها دربارهٔ عملیات طبس)[ویرایش]

  • من اطلاع ندارم این خبر اولیه را کیانوری از چه کانالی به دست آورده بود و یقین دارم که نه پرتوی و نه هاتفی هیچ‌کدام تا آن موقع از چنین مسئله‌ای باخبر نبودند، چون تازه در همان جلسه پرتوی سؤال کرد تکلیف ما چیست؟ که کیانوری گفت به همه حزب اعلام آماده‌باش خواهیم کرد و سازمان غیرعلنی حزب باید در آماده‌باش درجه اول باشد. باید دید چه می‌شود، اما شاید لازم شد رفقا مسلح شوند که باید این آمادگی را هم داشته باشید. همه آن‌ها که آن دوران را بخاطر دارند، قطعاً اگر به حافظه خود مراجعه کنند به یاد می‌آورند که قبل از اعلام خبر بمباران هلیکوپترهای آمریکایی در کویر طبس، در حزب آماده‌باش داده شده بود ولی کسی نمی‌دانست چرا و ماجرا چیست؟ (مقاله «نقش نورالدین کیانوری در افشای عملیات طبس» و «نامه کیانوری به خوئینی‌ها دربارهٔ عملیات طبس» هواداران دکتر محمود احمدی‌نژاد نقش حزب توده در افشای عملیات طبس)

تواب نشدن کیانوری به نقل از سید حسین موسوی تبریزی[ویرایش]

  • یک بار در جریان بازدید از زندان، کیانوری خواسته بود که با من صحبت کند. با هم صحبت کردیم و به من گفت: «این‌ها از من می‌خواهند که اعلام کنم تواب شده‌ام. این برای من کاری ندارد که بگویم تواب شده‌ام. اما برای شما زشت است. چون همه دنیا به شما می‌خندد که از کیانوری بعد از ۷۰ سال کمونیست بودن، تواب شدنش را باور کرده‌اید.» خلاصه اینکه می‌گفت من امام را یک شخصیت انقلابی و ضد امپریالیست می‌دانم و او را قبول دارم و از انقلاب هم حمایت می‌کنم، اما اینکه بگویم تواب شده‌ام برای شما خوب نیست. من هم تذکر دادم که این کارها را نکنند، البته بعدها دیدم که احسان طبری هم اعتراف کرده و گفته که من تواب شده‌ام.[۷]

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. در مناظره با بهشتی، خرداد ۱۳۶۰ , بخش دوم
  2. همان.
  3. همان.
  4. در مناظره با بهشتی، خرداد ۱۳۶۰ , بخش دوم
  5. همان. ۱۳۶۰
  6. همان.
  7. خاطره ناگفتهٔ موسوی تبریزی از دیدار با کیانوری در زندان، تاریخ ایرانی: سید حسین موسوی تبریزی، دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و دادستان کل انقلاب پس از انفجار دفتر نخست‌وزیری به بیان برخی مسائل پیرامون این پرونده پرداخته است. او همچنین برخی خاطرات دوران دادستانی انقلاب از جمله دیدار با زندانیانی چون نورالدین کیانوری، دبیرکل حزب توده را روایت کرده است)