نصرتالله نوح
ظاهر
نصرتالله نوحیان با تخلُّص نوح (۱۹۳۱ – ۱۰ اوت ۲۰۲۰) (۱۳۱۰ – ۲۱ مرداد ۱۳۹۹) روزنامهنگار، شاعر و طنزپرداز ایرانی بود.[۱]
گفتاوردها
[ویرایش]- «من مثل اکثر جوانان از اوان شباب، نیمکتهای مدرسه را با ماشینهای روانکاه کارخانه عوض کردم و خلاصه در دامن پر رنگ و نیرنگ اجتماع پرورش یافتم، ولی هیچوقت طبقهٔ خود را فراموش نکردم.»[۱]
سوگند
| «به دردی که زخمش نیست پدیدار | به زخمنی که با مرهمش کار نیست» | |
| به جوش و خروش خم پر شراب | به مستان از نشئه، در پیچ و تاب | |
| به مینای شکسته، بر دست مست | به مستی که مالد، به دیوار دست | |
| به پشت کمانی و پر پیچ تاک | که عمری نشسته ست بر روی خاک | |
| به آئینهٔ قلب رندان پیر | به پیران میخوارهٔ سر به زیر | |
| به رند نظرباز بینام و ننگ | که زد شیشهٔ شرم و عفت به سنگ | |
| به لبخند جامی که شد پر ز خون | به اندوه پیمانهٔ واژگون | |
| به بدمستی بادهخوار فکار | به مخموری صبح شب زندهدار | |
| به ته جرعههای که شد سهم خاک | به افشردهٔ پاک و جانبخش تاک | |
| به لبهای مینای صهبا نشان | به زر ریز سر پنجهٔ زر نشان | |
| به جام تهمی از شراب رنود | به صبهای سرخ و به جام کبود | |
| به چرخشت آن حجلهٔ دخت تاک | به تاک آن برومند فرزند خاک | |
| به لبهای پرخون ساغر قسم | به می بهتر از جمله بهتر قسم | |
| به رنگ دلانگیز صبها قسم | به آب حیات گوارا قسم | |
| به خورشید رخشان و تابنده ماه | که روز است پایان شام سیاه[۱] |
منابع
[ویرایش]- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. ششم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۳۷۰۰. شابک ۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.