نصرت‌الله نوح

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نصرت‌الله نوحیان با تخلُّص نوح (۱۹۳۱، سمنان) روزنامه‌نگار، شاعر و طنزپرداز ایرانی است.[۱]

گفتاوردها[ویرایش]

  • «من مثل اکثر جوانان از اوان شباب، نیمکت‌های مدرسه را با ماشین‌های روانکاه کارخانه عوض کردم و خلاصه در دامن پر رنگ و نیرنگ اجتماع پرورش یافتم، ولی هیچ‌وقت طبقهٔ خود را فراموش نکردم.»[۱]
سوگند
«به دردی که زخمش نیست پدیدار      به زخمنی که با مرهمش کار نیست»
به جوش و خروش خم پر شراب      به مستان از نشئه، در پیچ و تاب
به مینای شکسته، بر دست مست      به مستی که مالد، به دیوار دست
به پشت کمانی و پر پیچ تاک      که عمری نشسته ست بر روی خاک
به آئینهٔ قلب رندان پیر      به پیران میخوارهٔ سر به زیر
به رند نظرباز بی‌نام و ننگ      که زد شیشهٔ شرم و عفت به سنگ
به لبخند جامی که شد پر ز خون      به اندوه پیمانهٔ واژگون
به بدمستی باده‌خوار فکار      به مخموری صبح شب زنده‌دار
به ته جرعه‌های که شد سهم خاک      به افشردهٔ پاک و جانبخش تاک
به لب‌های مینای صهبا نشان      به زر ریز سر پنجهٔ زر نشان
به جام تهمی از شراب رنود      به صبهای سرخ و به جام کبود
به چرخشت آن حجلهٔ دخت تاک      به تاک آن برومند فرزند خاک
به لب‌های پرخون ساغر قسم      به می بهتر از جمله بهتر قسم
به رنگ دل‌انگیز صبها قسم      به آب حیات گوارا قسم
به خورشید رخشان و تابنده ماه      که روز است پایان شام سیاه[۱]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. ششم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۳۷۰۰. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.