می‌خواستم چیزی بهت بگم

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

می‌خواستم چیزی بهت بگم (به انگلیسی: Something I've Been Meaning to Tell You)مجموعه داستان کوتاه از آلیس مونرو است که انتشارات مک‌گرا هیل (کانادا) آن را در سال ۱۹۷۴ منتشر کرد.

گفتاوردها از کتاب[ویرایش]

  • «به مغازهٔ کتابفروشی رفتیم و تصمیم گرفتیم که برای هم کتابی هدیه بگیریم. من برایش کتاب «لاله رُخ» را خریدم و او کتاب «شهزاده» را. در مسیر خانه از روی کتاب برای هم می‌خواندیم. اشک‌ها، اشک‌های سرگردان، کاش می‌دانستم چه معنایی دربردارند… مثل دخترهای دبیرستانی شاد و سرخوش بودیم. حالا که فکر می‌کنم به نظرم طبیعی نمی‌آید. راجع به مردمی که در خیابان می‌دیدیم داستان می‌ساختیم. از شدت خنده مجبور می‌شدیم روی نیمکت ایستکاه اتوبوس بنشینیم و نفس تازه کنیم، بعد که اتوبوسی از راه می‌رسید ما همچنان می‌خندیدیم و برایش دست تکان می‌دادیم. خنده‌های جنون‌آمیز.»

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ