معنویت

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

معنویّت

گفتاورد[ویرایش]

  • «تجربه‌های معنادار (معنوی) گذران و ناپایدارند اما وقتی می‌آیند و می‌روند، خاکستر گرمی از آن‌ها به جای می‌ماند که تنور درون انسان را گرم نگاه می‌دارد تا تجربه ی دیگری آشکار شود و دوباره در تنور درون، آتش بیافروزد. این تجربه‌های معنوی همواره انسان را به یاد معنای معناها (خدا) می‌اندازند. زیستن با این تجربه‌ها یک «نوسان» است؛ نوسان میان «بودن» و «نبودن». در این زیستن، خدا که «معنای معناها» ست، یک طیف است که از «اله متشخص ناانسان‌وار» تا «الوهیت نامتشخص بی‌کران» گسترده است. البته معنای معناها هیچ‌گاه به صورت تام تجربه نمی‌شود اما همیشه جهت سیر را معین می‌کند.»
  • «جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم هر اندازه هم که پیشرفته باشد، باز هم نیاز به تغذیهٔ معنوی دارد. جامعه نیاز دارد تا به دورن خویش بنگرد. مردم، اغلب سطحی زندگی می‌کنند. آن‌ها درگیر کارهای روزمره هستند و خیلی به ندرت فرصت می‌کنند که از دید یک هنرمند پیرامون خود را بنگرند.»

منابع[ویرایش]

  1. ده گفتگو. ترجمهٔ احمد پوری. نشر چشمه، ۱۳۸۹. ۱۴۳. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۳۶۲۰۰۸۸۲.