مصطفی رحیمی
ظاهر
مصطفی رحیمی (۱۹۲۶، نائین - ۳۱ ژوئیه ۲۰۰۲، تهران) روشنفکر، حقوقدان، استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم ایرانی است.
گفتاوردها
[ویرایش]- «نهضت مشروطیت اساساً یک جریان روشنفکری است بیآنکه عوامل دیگر را نادیده بگیریم و یا کماهمیت جلوه دهیم باید بگوییم که روشنفکری در این قیام ملی تأثیر عظیم و نمایانی داشته است.»
- مصاحبه با علیاصغر ضرابی ۱۳44[۱]
- «روشنفکری زمان مشروطیت متضمن این عیب هم بود که به علت اختناق طولانی کشور ایران با نوعی خیرگی نسبت به تمدن غربی توأم بود و این خود یکی از پیاههای غربزدگی در مسئله روشنفکری ایران است.»
- مصاحبه با علیاصغر ضرابی ۱۳۴۴[۱]
- «آنچه را که نباید فراموش کرد این است که تجلی روشنفکری احتیاج به آزادی دارد کسانیکه زیاد به روشنفکران میتازند باید متوجه این عامل باشند از مشروطیت تاکنون روشنفکران جز فرصتهای بسیار کوتاه فرصتی برای ابراز شخصیت و وجود نداشتهاند.»
- مصاحبه با علیاصغر ضرابی ۱۳۴۴[۱]
- «امروز روشنفکران ما به چند دسته تقسیم میشوند کسانی که سابقاً داعیه روشنفکری و رهبری معنوی جامعه را داشتند حالا مقامهای حساسی را اشغال کردهاند. اینان متأسفانه اثر نمایانی از وجود خود نشان ندادهاند یعنی بهجای نفوذ کردن در دستگاهی که وارد آن شدهاند خود تحت تأثیر آن دستگاه قرار گرفتهاند و مبدل به آلتی بیاراده شدهاند به همین دلیل از آنان به عنوان روشنفکران سابق نام میبرم.»
- مصاحبه با علیاصغر ضرابی ۱۳۴۴[۱]
- «دسته دیگر بدون آنکه مقامهای حساسی داشته باشند وارد خدمات دولتی و ادارههای وابسته به دولت هستند. اینان غالباً چنان در مسائل مادی غرق و غوطهورند که فرصتی برای عملی ساختن اندبشه بشردوستانه خود ندارند.»
- مصاحبه با علیاصغر ضرابی ۱۳۴۴[۱]
- «بهطور کلی روشنفکران ایران شایسته ملامت بسیارند و سزاوار است که در وضع خود تجدیدنطری کنند.»
- مصاحبه با علیاصغر ضرابی ۱۳۴۴[۱]
- «رکود روشنفکری در ایران دوره ما (همین حال که در آن زندگی میکنیم) دو علت عمده دارد یکی علت اجتماعی که باید گفت نه تنها نمیخواهند مسائل روشنفکری در ایران نضج بگیرد بلکه میخواهند از پیشرفت و نشو و نمای آن جلوگیری کنند. عامل دوم مسئولیت فردی روشنفکران است که نامساعد بودن وضع خود را بهانهای برای توجیه تنبلیهای خود و توجیه انحرافهای خویش قراردادهاند.»
- مصاحبه با علیاصغر ضرابی ۱۳۴۴[۱]
- «اکثریت مطبوعات ما نه تنها در مسائل روشنفکری کمکی به خواننده نمیکنند بلکه موجب گمراهی خواننده میشوند. این مطبوعات به جای آنکه مردم را متوجه افقهای تماشایی در جهان تفکر کنند و در این راه خواننده را به دنبال خود بکشند خود به دنبال تفنن و هوس و احساسات پست خوانندهاند.»
- مصاحبه با علیاصغر ضرابی ۱۳۴۴[۱]
- «اگر عرفان ایران متناسب با عطمت خود تأثیر مثبت نداشته بدان سبب است که بدون توجه به مسائل و مشکلات اجتماعی مسئله عشق و همدلی را مطرح کرده است.»
- مصاحبه با علیاصغر ضرابی ۱۳۵۰[۱]
- «در حقیقت قدرت سیاسی توده سمی است که اگر به شماره افراد کشور تقسیم شد و میان همه آنان تقسیم کردید خصوصیت داروئی شفابخش دارد. هر گروهی که سهم دیگران را بخود اختصاص داد، هم دیگران را از دارو محروم کرده و خود را مسموم ساخته است»
- مقالهٔ چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟
- «دموکراسی به معنای حکومت همه مردم، مطلق است و هرچه این اطلاق را مقید کند به اساس دموکراسی (جمهوری) گزند رسانده است. بدین گونه مفهوم جمهوری اسلامی (مانند مفاهیم دیکتاتوری صالح – دموکراسی بورژوایی – آزادی در کادر حزب…) مفهومی است متناقض. اگر کشوری جمهوری باشد، برحسب تعریف، حاکمیت باید در دست جمهور مردم باشد. هر قیدی این خصوصیت را مخدوش می کند.»
- مقالهٔ چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟
- «استالین نیز نه دزد بود و نه بیگانه پرست نه قمار خانه دار و نه وطن فروش. سخن در نهاد و تشکیلات است که بتواند کشوری را نجات دهد. در این مورد نه فرد، هر قدر مهم باشد – می تواند معجزی بکند، نه گفته ها و شعارهای دلنشین و نه احساسات برانگیخته شده، این ها تا هنگامی که جنبه تخریبی داشته باشد بسیار مفید است و هنگامی که سازندگی آغاز شد بسیار مضر.»
- مقالهٔ چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟
- «بالاترین مصلحت باز گفتن عین حقیقت است. »
- مقالهٔ چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟
- «امروز از روزهای اوج نهضت انقلابی همه گروه هاست و در نتیجه روز اوج احساسات. احساسات برای جنگ با دشمن مشترک صددرصد مفید است و برای ساختن جامعه آیند صددرصد مضر.»
- مقالهٔ چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟
- «توده های مردم که در جریان انقلاب لزوما همه قوای خود را به کار می برند پس از به ثمر رساندن انقلاب، چون پهلوان از میدان برون آمده، سخت نیازمند آرمیدناند. این استراحت آنان را تلقین پذیر می سازد.چنین است که پس از هر مدی با جذر جریانی انقلابی روبروییم.»
- مقالهٔ چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟
