پرش به محتوا

قاطر

از ویکی‌گفتاورد
«قاطرپیشاهنگ آخرش توبره‌کش میشه.»

قاطر، محصول مشترک اسب ماده وخر است.

  • «اسب و استر به هم لگد نزنند.»
  • «استر را گفتند پدرت کیست؟ گفت آقادائیم مادیان است.»
  • «قاطر قصاب‌خونه کارد خونی زیاد دیده.»
  • «قاطرپیشاهنگ آخرش توبره‌کش میشه.»

قاطر در شعر فارسی

[ویرایش]
  • «اشتر و استر فزون کردن سزاوار است اگر// بار عصیان تورا بر اشتر و استر برند»
  • «تو چه‌دانی که که بود آن خرک لنگت// که همی بر اثر استر او رانی»
  • «چو استر سزاوار پالان و قیدی// اگر از پی استر و زین حزینی»
  • «دستار خز و جبه خارا نکوست لیک// تشریف وعده دادن استر نکوتر است»
  • «روز از برای ثقل کشی موکب بهار// پالان به توسن استر گرما برافکند»
  • «گر خاتم دست تو نشاید// هم حلقه نشاید استران را»
  • «لگام فلک گیر تا زیر رانت// کبوداستری داغ برران، نماید»
  • «نژاد تو، تو خود دانی که چون است// به هنگام بلندی سرنگون است// تو از گوهر همی‌مانی به استر// چو پرسند ازتو، فخرآری به مادر»
  • «یارب این نودولتان را بر خر خودشان نشان// کین همه ناز از غلام و اسب و استر می کنند»
  • «ز هرکدام پژوهش کنی ز باب و نیا// جواب ندهد جز به نام مادر و خواهر// بدان صفت که تفاخر به نام مام کند// کس ار ز باب پژوهش نماید از استر»

پیوند به بیرون

[ویرایش]
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
قاطر
دارد.