غم در موسیقی ایرانی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

گفتاوردها[ویرایش]

  • «موسیقی از درون تاریخ یک ملت می‌آد بیرون، موسیقی از درون تاریخ ما اومده بیرون، اینه که غم داره؟ بله! تاریخ رو ما رو دنبال کنید ببینید سراسرش جنگ و کشتار و بدبختی و فشار و استبداد بوده، سراسرش استبداد بوده، هنوز هم ما به دموکراسی نرسیدیم. موسیقی ما تابع این شرایط قرار گرفته، شما نمی‌تونی از اون موسیقی خواسته باشی که در بی‌خبری باشیم، خوش بگذرونیم، فقط برقصیم، داریم همه‌چی تو موسیقی‌مون اما زمانش نرسیده که از موسیقی اینگونه استفاده کنیم. فعلاً این موسیقی باید دردهامون رو بیان کنه!».[۱][۲]
  • «بعضی‌ها تصور می‌کنند که موسیقی ما غم انگیزه به خاطر حملاتی که به مملکت ما شده موسیقی ما غم انگیزه! در حالی که خیلی از ممالک هستند که بهشان حمله شده ولی موسیقی آنها اصلاً غم انگیز نیست. تعریف غم به این سادگی‌ها میسر نیست همون طور که تعریف شادی میسر نیست. میگه غم عشق آمد و غم‌های دگر پاک ببرد. غم.. غم.. غم داریم که ممد حیاته، یک غمی هم هست که مخرب ذاته. آن غم عشق است که مفرح ذاته، غم مادیات باشه.. بله.. انسان بدبخت و فلاکت بار است. اما غم عشق. کسی که تمرین میکنه روزی ده ساعت تمرین میکنه، این غم عشقه! این هیچ وقت نمی‌تواند که کسل کننده باشد»[۳][۴]

منابع[ویرایش]