علیمحمد مژده
ظاهر
علیمحمد مژده (۱۶ دسامبر ۱۹۲۰، شیراز-۲۰۰۲) دکترای زبان و ادبیات فارسی، شاعر، پژوهشگر، دانشگاهی، مؤلف و مترجم ایرانی است.[۱]
گفتاوردها
[ویرایش]| هر که را بر جگر از عشق گلی خاری نیست | خبر از حال دل مرغ گرفتاری نیست | |
| خال دل بر که نمایم که به جز چشم فلک | وان هم از بهر ستمدیدهٔ بیداری نیست | |
| آتش هست در این خانه که دودی پیداست | تا نباشد شرری آه شررباری نیست | |
| شمع جمعم که پس از سوختن شام و سحر | همچو زو سیهم باز شب تاری نیست | |
| عمر در راه وفا شد به سر و بر سر من | گاه بردن کرم یار وفاداری نیست | |
| دولت آن بود که در دست فتد دامن دوست | ورنه جان باختن اندر طلبش کاری نیست | |
| آه کز مرگ نشان دیدم و بر شاهد جان | فرصتی تا برسد مژدهٔ دیداری نیست[۱] |
منابع
[ویرایش]- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. چهارم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۳۲۵۳. شابک ۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.