علی‌اکبر صادقی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

علی‌اکبر صادقی (۲۳ نوامبر ۱۹۳۷) (۲ آذر ۱۳۱۶) نقاش، پویانما، تصویرگر و کارگردان ایرانی است. زادهٔ تهران، دانش‌آموختهٔ دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران؛ از ۱۹۷۱م/ ۱۳۵۰ش در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با پویانمایی کوتاه فعالیت خود را آغاز کرد. آثار بسیاری در نقاشی، تصویرگری و پویانمایی آفریده و جایزه‌های بسیاری برده‌است.

فقط عشق و علاقه‌ام به هنر و مداومتم درخلق اثر هنری و کشف و تجربه کردن… یک هنرمند باید کار خودش را کند. هرگز به خاطر پول نباید کار کرد.

گفتاوردها[ویرایش]

  • انسان اصولاً جنگجوست. از وقتی که به دنیا می‌آید برای شیرخوردن می‌جنگد تا وقتی که عاشق می‌شود و حتی برای وطنش می‌جنگد و تا روز آخر برای ادامه زندگی‌اش می‌جنگد.
  • من روی تابلوهایم هیچ‌وقت اسم نمی‌گذارم و معتقدم؛ بیننده هربرداشتی از کارهایم دارد، داشته باشد. او می‌تواند سوار اسب نقاشی‌هایم شود و بتازد.
    • ۱۴ ژانویه ۲۰۱۵/ ۲۴ دی ۱۳۹۳؛ مصاحبه با روزنامهٔ «شرق»[۱]
  • من به عنوان یک هنرمند هرگز در پی تکرار خودم نیستم، از این رو باید هر اثرم با اثر دیگری‌ام فرق کند… همواره ذهن پر ایده‌ای دارم گاه نیمه شب یک ایده چنان بر ذهن من هجوم می‌آورد که از رختخواب برمی‌خیزم و شروع به کشیدن آن طرح می‌کنم. راستش را بخواهید من هر زمان که مشغول خلق اثری هستم باور دارم که بهترین اثرم را خلق می‌کنم و به بهترین شکل ممکن ایده‌هایم را اجرا می‌کنم، اما زمانی که آن اثر تمام شد می‌بینیم که آن اثر هنوز با آنچه که من در نظر دارم فاصله دارد و این چرخه با خلق هر اثر ادامه پیدا می‌کند و همین امر موجب می‌شود که من همواره در پی این باشم که اثر امروزم از اثر دیروزم بهتر باشد و به چیزی قانع نشوم و همین امر موجب می‌شود که هر اثرم با دیگری تفاوت کند.
  • فقط عشق و علاقه‌ام به هنر و مداومتم درخلق اثر هنری و کشف و تجربه کردن… یک هنرمند باید کار خودش را کند. هرگز به خاطر پول نباید کار کرد.
    • ۱۳ مه ۲۰۱۵/ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴؛ مصاحبه با روزنامهٔ «ایران»[۲]
  • نقاشی نفس من است؛ چرا که اگر نقاشی نبود، شاید چند سال پیش مرده بودم.
    • ۲۰ ژانویه ۲۰۱۶/ ۳۰ دی ۱۳۹۴؛ مصاحبه با ماهنامهٔ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان[۳]
  • مولانا درست عین استاد من بوده‌است. شما ببینید چقدر ایده دارد… آدم نمی‌داند که از کجا ممکن است این شعرها آمده باشد… این تفسیر و این زیبایی آمده باشد. من واقعاً گریه می‌کنم از شادی ای که این اشعار به من می‌دهد.
  • من از هیچ چیزی گریه نمی‌کنم. ولی وقتی که شعر مولانا را می‌خوانم گریه‌ام می‌گیرد از زیبایی اشعار او. محو زیبایی‌اش می‌شوم. نمی‌دانم، نمی‌دانم…
  • من وقتی که بخواهم قسم بخورم می‌گویم به خلیج همیشه فارس قسم. ایران اینقدر برای من عزیز است که حدی ندارد. من از زیبایی‌ها و قشنگی‌هایش گریه می‌کنم. امیدوارم که قدر این وطن را همه بدانند.
  • سهراب یک تکنیک خاص و ایده‌های خاص داشته که بعد از او خیلی‌ها آمدند که از او کپی کنند ولی هیچ‌کس نتوانسته و هیچکسی نمی‌تواند. سهراب آنچه که می‌خواست می‌کشید. اصلاً برای پول کار نمی‌کرد. فقط به خاطر هنر کار می‌کرد. اشعارش را هم به خاطر هنر می‌سرود. اصلاً به پول فکر نمی‌کرد.
    • ۱۹ نوامبر ۲۰۱۷/ ۲۸ بهمن ۱۳۹۶؛ برنامهٔ «میزبان»، رادیو فردا[۴]
  • من عاشق انسان هستم و معتقدم انسان‌هایی که تروریست شده‌اند به خاطر تربیت نادرست به این سمت گرایش پیدا کرده‌اند. ما وظیفه داریم دنیای پر از صلح و عشق و لطف و مهربانی بسازیم… هرگز ۲ خط موازی به هم نمی‌رسند مگر با عشق.
    • ۱۹ اوت ۲۰۱۸/ ۲۸ مرداد ۱۳۹۷؛ سخنرانی در مراسم بزرگداشت خود، خانه هنرمندان ایران[۵]
  • هنر را می‌توانم به سراب تشبیه کنم. هنرمند برای رسیدن به سرچشمه هنر باید عطش داشته باشد.
  • هنر به حدی بی‌انتهاست که حتی داوینچی هم به نقطه مطلوبی که مدنظرش بود نرسید. من هم در ۸۲سالگی، افتان و خیزان به راهم ادامه می‌دهم. روزی چند ساعت کار می‌کنم و هر شب هنگام خواب همه کسانی که در حق من ظلمی روا کرده‌اند را می‌بخشم تا فردا برایم سرآغاز یک زندگی تازه باشد. حتی به یک سارق یا هر بزهکار اجتماعی دیگر عشق می‌ورزم چون معتقدم اجتماع، این شرایط را برای آنها رقم زده‌است. هنرمند باید عاشق باشد؛ عاشق نقاشی باشد و به سرزمینش و مردمش عشق بورزد.
  • همهٔ انسان‌ها می‌توانند با مهر و مودت دنیا را از این همه زشتی برهانند… همهٔ انسان‌ها می‌توانند سرزمین خودشان را به مدینه فاضله بدل کنند. کافی است خودخواهی را کنار بگذاریم و دنبال ثروت اندوزی و قدرت‌طلبی نباشیم.
  • … به‌عنوان انسان وظیفه دیگری دارم. وظیفه دارم بخشش و گذشت را ترویج کنم. وقتی جواب بدی را با خوبی بدهم، یک تلنگر به آن طرف مقابلم زده خواهد شد تا همین رفتار مثبت را با شخص دیگری داشته باشد. این زنجیره ادامه پیدا خواهد کرد و کمک می‌کند مدینه فاضله‌ای که از آن سخن می‌گوییم آرام‌آرام شکل بگیرد.
  • به‌شدت کار می‌کنم. البته معتقدم انسان نباید مثل روبات کار کند و کار و فعالیت باید توأم با فکر و خلاقیت باشد. انسان تا آخرین روزهای حیاتش باید کار و تلاش کند؛ چرا که جهان مدام در حال تغییر است و نباید از این قافله عقب بمانیم.
  • مهم این است که زندگی توأم با دلخوشی باشد. این دلخوشی به انسان انرژی مضاعف می‌دهد. باید در زندگی عشق داشته باشیم و زیبایی‌ها را ببینیم چون دنیا با عشق به‌وجود آمده‌است. من عاشق مردم هستم. اگر کسی دست راستم را که برایم خیلی باارزش است قطع کند، فردا صبح به او سلام می‌کنم. سخت معتقدم با عشق و مهرورزی می‌توانیم در برابر هر نیروی اهریمنی بایستیم.
    • ۲۵ آوریل ۲۰۱۹/ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸؛ مصاحبه با روزنامهٔ «همشهری»[۶]
  • زمان در هنر فرقی نمی‌کند… باید عاشق هنر باشی. هنرمند، هنر را مانند سراب می‌بیند و سمتش می‌رود. بعضی‌ها وسط راه خسته می‌شوند. بعضی‌ها ادامه می‌دهند… هنرمندشدن تعطیلی و جمعه و شنبه ندارد… باید مرتب کار کنند… نباید به‌خاطر پول هنر را دنبال کرد… درحالی‌که هنرمند باید از وجود خودش در هنرش بدمد. وقتی هم خدا می‌بیند که شما به‌خاطر هنر درگیر این کار هستید، بدون شک کمک‌تان می‌کند.
    • ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۱/ ۲۶ تیر ۱۴۰۰؛ مصاحبه با «هنر امروز»[۷]
  • بسیار دوستتان دارم. عاشق شما، سرزمینم و مردمش هستم. همیشه به خلیج فارس سوگند می‌خورم. بعضی از دوستانم دربارهٔ من غلو کردند. من کسی نیستم. من یک انسانم. من یک نقاش هستم. من همه را با هر عقیده و مذهب دوست دارم. من دیگر گل‌های زیبا را نقاشی نمی‌کنم. من مناظر فرح بخش را نقاشی نمی‌کنم. من خواب کودکانی را نقاشی می‌کنم که پدرانشان در راه آزادی ایران شهید شده‌اند.
    • ۲۳ نوامبر ۲۰۲۱/ ۲ آذر ۱۴۰۰؛ سخنرانی در جنش تولد ۸۴ سالگی، خانهٔ هنرمندان ایران[۸]
  • من خودم را در کار جوان می‌بینم و مثل یک جوان قبراق هستم. نمی‌خواهم شعار دهم، اما هرکسی باید کار خود را هنرمندانه انجام دهد؛ از نانوا تا نقاش تفاوتی نیست، بلکه تفاوت در جدی‌گرفتن کار و عشق به فعالیت است.
    • ۳۰ نوامبر ۲۰۲۱/ ۹ آذر ۱۴۰۰؛ مصاحبه با روزنامهٔ «شرق»[۹]

منابع[ویرایش]

  1. «سیب سیاه مرگ». روزنامه شرق، ۲۴ دی ۱۳۹۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ مه ۲۰۲۲. 
  2. «سوررئال من با <دالی> متفاوت است». روزنامه ایران، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۰. 
  3. «گفت‌وگو با علی‌اکبر صادقی، تصویرگر و انیماتور». کتابک، ۳۰ دی ۱۳۹۴. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ مه ۲۰۲۲. 
  4. «مهمانی علی‌اکبر صادقی؛ «سهراب پاهایش را در آب می‌شوید»». رادیو فردا، ۲۸ بهمن ۱۳۹۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ مارس ۲۰۲۲. 
  5. «دلم می‌سوزد که تصویرسازی کتاب «هفت خوان رستم» گم شده‌اند». روزنامه ایران، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۰. 
  6. «یک ذره از خاک تهران را با پاریس عوض نمی‌کنم». همشهری، ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ مه ۲۰۲۲. 
  7. «علی اکبر صادقی: از نگاه من و خانواده‌ام، قرار بود که نقاش موفقی بشوم». هنر امروز، ۲۶ تیر ۱۴۰۰. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ مه ۲۰۲۲. 
  8. «جشن زادروز علی‌اکبر صادقی در خانه هنرمندان ایران برپا شد». هنرآنلاین، ۲ آذر ۱۴۰۰؛. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ مه ۲۰۲۲. 
  9. «برای کار، یک جوان قبراق هستم». روزنامه شرق، ۹ آذر ۱۴۰۰. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ مه ۲۰۲۲. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ