عبدالله بن مسعود بَلیانی کازرونی با لقب اوحدالدین (؟، بلیان - ۴ مارس ۱۲۸۷، بلیان) صوفی و شاعر ایرانی بود. [۱]
| حقیقت جز خدا دیدن روا نیست | |
که بیشک هرچه بینی جز خدا نیست |
| نمیگویم که عالم زوشده زانک | |
چنین نسبت به او کردن روا نیست |
| نه او عالم شده نه عالم او شد | |
همه جز او وزو چیزی جدا نیست[۱] |
* * *
| اللهّ اللهّ جز خدا موجود نیست | |
واقف این سر بجز معبود نیست |
| عاشقان دوست بسیارند لیک | |
کس چو عبداللهّ بن مسعود نیست[۱] |
* * *
| به کین ما کمر بندد کسی کش بخت برگردد | |
چو وقت مرگ ما را آید به گرد رهگذر گردد[۱] |
* * *
| ما جمله وجود پاک پاکیم | |
نه ز آتش و باد و آب و خاکیم[۱] |
* * *
| تا حق به دو چشم سر نبینم هرگز | |
از پای طلب میننشینم هرگز |
| گویند که حق به چشمِ سر نتوان دید | |
این ایشانند من چنینم هرگز[۱] |