شمس‌الدین مقدسی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شمس‌الدین، محمد بن احمد مَقْدِسِی همچنین با شهرت مُقَدّسی (۹۴۵، قدس - دههٔ ۹۹۰، قدس) جغرافی‌دان فلسطینی و نگارندهٔ اثر برجستهٔ عربی أحسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم بود.

گفتاوردها[ویرایش]

احسن التقاسیم[ویرایش]

  • «دانشمندان هماره مایل به تصنیف بوده‌اند تا آثارشان از میان نرود و خبرهایشان بریده نشود، من نیز خواستم از آنان پیروی کنم و به راهشان بروم، دانشی را برپا دارم تا یاد من زنده بماند و به مردم سودی برسانم تا بدان خدا را راضی دارم، پس دیدم دانشمندان پیش از من تصنیف‌هایی کرده‌اند و پسینیانشان آنها را شرحها نگاشته و خلاصه‌ها ساخته‌اند. اندیشیدم دانشی را دنبال کنم که آنان نکرده باشند و به هنری دست یازم که کسی، جز به طور نارسا دست نزده باشد، و آن شناخت سرزمین‌های مسلمانان است… چه دانستم که مسافران و بازرگانان را بدین دانش نیاز است، و نیکوکاران را از آن گریز نیست، علمی است پسندیده شاهان و بزرگان و خواسته قاضیان و فقیهان، توده مردم و سروران آن را دوست می‌دارند، هر مسافر از آن سود می‌جوید و هر بازرگان از آن بهره می‌برد.»[۱]
  • «من هنگامی توانستم آن را گرد آورم که:
کشورها را گشتم،
به اقلیم‌های اسلام درآمدم،
دانشمندان را دیدم،
شاهان را خدمت کردم،
با قاضیان برنشستم،
بر فقیهان خواندم،
با ادیبان و قاریان و محدثان آمدوشد کردم،
با زاهدان و صوفیان درآمیختم،
در مجلس‌های داستان‌سرایان و اندرزگران اندر شدم،
در شهرها بازرگانی کردم،
با مردم معاشرت نمودم،
در راه‌ها دقت کردم تا آن‌ها را شناختم،
اندازهٔ اقلیم‌ها را به فرسنگ‌ها دانستم و مرزها را گشتم و با دقت نوشتم،
به شهرک‌ها درآمدم تا هر یک را شناختم،
از مذهب‌ها جستجو نمودم تا آن‌ها را بدانستم،
در زبان‌ها و رنگ‌ها دقت کرده آن‌ها را مرتب نمودم،
خوره‌ها را با دقت تفصیل دادم،
راه‌ها را برشمرده،
هوا را آزمودم،
آب را وزن کردم،
رنج بردم،
مال مصرف کردم،
روزی حلال بدست آوردم،
از گناه دوری کردم،
به مسلمانان محتسبانه پند دادم،
ذلت غربت را تحمل کردم،
خدا را در نظر داشته می‌ترسیدم،
خویشتن را به پاداش دلگرم نمودم و بنام نیک ترغیب کردم و از گناه ترسانیدم.
از دروغ و سرکشی پرهیز کردم،
با استدلال از طعن‌ها جلوگیری کردم،
مجاز گویی و محال در آن نیاوردم.
جز گفتار مردان راستگو یاد نکردم…» [۱]
  • «هیچ‌کس از پیشگامان من در این دانش، راهی که من رفتم نرفته، و نکته‌هایی که من جستجو کردم نجسته است…»[۱]
  • «چه بسا وصف برخی شهرها را که دیدار کرده بودم فراموش کرده باشم، زیرا فراموشی از خواص انسان است؛ و نیز کسی از آن نرنجد که شهر او را نکوهیده باشم، چه عیب آن افزون نشود، چنان‌که ستایش نیز بر نیکی نیفزاید، اینها دانش است و باید به امانت نهاده شود، نیکی و بدی به درستی آورده شود. اگر بنا بود عیب شهری را پنهان سازم بایستی عیب‌های شهر خودم [قدس] را پنهان کنم که نزد خدا بلندپایه است.»[۱]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ مقدسی، شمس‌الدین (PDF). لیدن: بریل، ۱۹۰۶. أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم.