زبیده جهانگیری

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

زبیده جهانگیری با تخلُّص شبنم (۱۹۴۱، تهران) بازیگر پیشین تئاتر، روزنامه‌نگار، ویراستار، مؤلف و شاعر ایرانی است که از ۱۹۹۲ بازنشسته می‌باشد.[۱]

گفتاوردها[ویرایش]

  • «خاندانم بختیاری و من روستازاده‌ام.»
  • «زندگی‌ام با شعر آغاز شد. کی؟ نمی‌دانم! در سال ۱۳۳۴ در اوان نوجوانی، ضمن اشتغال به تحصیل، کار در تئاتر را آغاز کردم. در سال ۱۳۳۶ هم در مطبوعات و هم در تئاتر فعالیت داشتم و درس هم می‌خواندم. با تأسیس تلویزیون ملّی ایران به آنجا رفتم، در حالی که همچنان به کار مطبوعات و نیز همکاری با انجمن‌های ادبی معتبر آن روز، ادامه می‌دادم.»
  • «با محمد قاضی اسداللهی ازدواج کرده‌ام. شویم نقاشی هنرمند و بزرگ است و با هم رفیق و یار و یاور؛ و جمعمان از دو نفر تجاوز نمی‌کند. البته حساب جمع ما با یارانمان جداست.»
نامرد
گر جهان این همه دون‌پرور و نامرد نبود      خاطر مردم آزاده، پر از درد نبود
در شط خشک خزان روحِ صفا جاری بود      نفس وحشی این باد اگر سرد نبود
جامهٔ سبز بر اندم چمن نو می‌شد      چهرهٔ باغ چنین غم‌زده و سرد نبود
خاطر خستهٔ ما عشق تو می‌برد ز یاد      سینهٔ سخوته گر عاطهف پرورد نبود
غیر آن یار که جان و تن من زنده به اوست      هیچ‌کس همنفس کولی شبگرد نبود
بر زمینی که در آن مرد، خدایی می‌کرد      هرچه گشتی نشانی ز یکی مرد نبود[۱]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. دهم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۲۲۷. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.