داعی شیرازی
ظاهر
(تغییرمسیر از داعی الی الله شیرازی)
نظامالدین، محمودِ واعظِ حسینی شیرازی شهرتیافته به داعی شیرازی و لقبگرفته به داعی الی الله (۱۴۰۷، شیراز -۱۴۶۵، شیراز) صوفی، شاعر و مؤلف فارسی-عربینویس ایرانی بود.[۱]
گفتاوردها
[ویرایش]| به پای دل سفر کن گر هوای ملک جان داری | نداری در قدم یک گام لیکن صد زبان داری | |
| ترا مشرب بسی تنگ است و چشمِ دل بسی تیره | وگرنه سوی هر ذره جهانی در جهان داری | |
| تو این هستی خود را هر زمانبند بلایی دان | به کوی نیستی گر پا نهی دارالامان داری[۱] |
| خدا را عاشقان کعبه بربندید محملها | که گر شوق درون باشد شود نزدیک منزلها[۱] |
| خدا جویی سزا باشد سراندازان فانی را | که عاشق در نظر نارد طریق صرفه دانی را[۱] |
| سر شد و راه خرابات به پایان نرسید | آری این راه ره بیسر و بیپایان است | |
| عشق دردی است به نزدیک طبیبان لیکن | دردمندان همه دانند که آن درمان است[۱] |
| مانگوییم که موجود حقیقی ماییم | کز میان همه اعداد یکی موجود است[۱] |
| تا نگوییم چرا سجدهٔ آدم کردند | پردهای بیش نبود آدم و حق مسجود است[۱] |
| مسلم است کسی را طرب ز بادهٔ عشق | که مست خسبد و در حشر مست برخیزد[۱] |
| اعیان جهان مظهر اسماء و صفاتند | اسماء و صفات آیینهٔ حضرت ذاتند | |
| مجموع مراتب که به هستی شده دائم | امواج و حبابند که در بحر حیاتند[۱] |
| تراست چشم جهان بین، بیا نهان بین شو | که گفت گرد ببین خواجه وسوار مبین[۱] |
| ای آنکه از خدا طلبیدی وصال او | آیینه صاف کن که ببینی جمال او | |
| بیعشق هر که گفت که این راه ممکن است | بر ما نه لازم است شنیدن محال او[۱] |
| در طریقت هرکه در هر عالمی گامی زند | کی توان گفتن که هست او مرد کار افتادهای[۱] |
| ای که دل بر هجر بنهادی و سستت گشت پای | در حریم وصل یار خویش مشکل میرسی[۱] |
| معنی صفت را نشدی جلوهٔ آثار | گر نام به هر مرتبه از ذات نبودی[۱] |
| چو باد خاک تو خواهد به هر طرف بردن | مهل که از تو نشیند به خاطری گردی[۱] |